![]() |
![]() |
|
| یادداشتهای اقتصادی ، اجتماعی |
|
نامه استاد حكيمي از رهبران مكتب تفكيك حاوي نكات پراهميتي است كه با هم ميخانيم:
بسمهالحكیم اطلاع یافتم كه به عنوان یكی از برگزیدگان جشنواره
فارابی انتخاب شدهام. ضمن سپاسگزاری از اظهار لطف داوران، به استحضار
میرساند كه اینجانب در جشنوارهها حضور نمییابد. در جشنواره اخیر نیز
حضور نیافته و جایزهای دریافت نكرده است.
همانگونه كه پیشتر هم یادآور شدهام، بار دیگر تاكید میكنم كه تا هنگامی كه در جامعه ما فقر و محرومیت مرئی ونامرئی بیداد میكند، برگزاری چنین جشنوارههایی، از نظر اینجانب در اولویت نیست. در این جشنواره از فاضلان و استادانی، به نام خدمت 50 ساله به علوم انسانی تجلیل شده است. پرسش این است آیا این علوم برای ثبت در كتابها و در دنیای ذهنیت است یا برای خدمت به انسان و حفظ حقوق انسان و پاسداری از كرامت انسان است در واقعیت خارجی و عینیت؟ نصاب مقام انسان در معیشت و زندگی به منظور رشد متعالی، رسیدن به اقامه «قسط قرآنی» در حیات اقتصادی است (لیقوم الناس بالقسط) و برخوردار بودن انسانها از حیثیت و كرامت و آزادی در حیات اجتماعی و سیاسی (ولقد كر منا بنی آدم). آری، باید بكوشیم تا جامعه ما چنان نباشد كه دربارهاش بتوان گفت: «از دو مفهوم انسان و انسانیت، اولی در كوچهها سرگردان است و دومی در كتابها»! محمدرضا حكیمی 28 آبان 1388 |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 9 آذر1388ساعت 12:10 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
سلام سه ساله شد.
از همه كساني كه لطف كرده و يادداشتها را ميخانند تقاضا ميكنم مرا از نظرات خود درباره اين وبلاگ محروم نكنند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 9 آبان1388ساعت 2:40 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 5:11 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
ماده ۳- دولت مجاز شد میانگین قیمت آب برای مصارف مختلف را باتوجه به كیفیت و نحوه استحصال آن در كشور، به گونهای تعیین كند كه به تدریج تا پایان برنامه پنج ساله پنجم توسعه معادل قیمت تمام شده آن باشد. ماده ۴- دولت موظف است به تدریج تا پایان برنامه پنجساله پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، نسبت به هدفمند كردن یارانه گندم، برنج، روغن، شیر، شكر، خدمات پستی، خدمات هواپیمایی و خدمات ریلی (مساوی) اقدام نماید. دولت موظف شد یارانه آرد و نان را به میزانی كه در لایحه بودجه سالیانه مشخص میشود از روشهای مناسب در اختیار مصرف كنندگان متقاضی قرار دهد. براساس مصوبه مجلس سرانه یارانه نان روستایی و شهرهای زیر 200 هزار نفر جمعیت و اقشار آسیب پذیر در سایر شهرها به تشخیص دولت حداقل 50 درصد بیشتر از یارانه سرانه خواهد بود. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 12:0 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
خبري است بس تلخ و ناگوار! همهي آنهايي كه از شنيدن خبر كشته شدن مروه الشربيني برآشفتند و فرياد كشيدند؛ همهي آنهايي كه از شنيدن خبر كشته شدن ندا آقا سلطان از خود بيخود شدند و ناله كردند؛ همهي آنها كه مدعي عدالتخواهي هستند؛ همي آنها كه مدعي پيروي از امامي هستند كه از شنيدن درآوردن خلخال از پاي زن يهودي نزديك بود از غصه جان دهد؛ همي آنها كه ايران را براي همه ايرانيان ميخاهند؛ همهي سبزها و قرمرها و سفيدها، بياييد همصدا با هم اين درد را فرياد كنيم تا شايد درماني براي آن پيدا شود. بياييد ثابت كنيم آن احساسات براي به در كردن حريف نبود و اين ادعاها دكان نيست. نگذاريم اين مادر مظلوم همانند نويد هاجري غريبانه فراموش شود. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 28 مهر1388ساعت 5:29 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
ماده يك لايحه هدفمند كردن يارانه ها تصويب شد. نكته مهم اين ماده اين است كه دولت مكلف است قیمت های سال پایه اجرای این قانون را طوری تعیین نماید كه میزان درآمد حاصل از آن حداقل ده هزار میلیارد تومان و حداكثر بیست هزار میلیارد تومان باشد.
با فرض اينكه دولت تصميم بگيرد حداكثر اين منابع را بدست آورد اجازه دارد قيمتها را به گونهاي افزايش دهد تا ۲۰ هزار ميليارد تومان درآمد جديد كسب كند. براي اين كار قيمتهاي حاملهاي انرژي و آب احتمالن به شرح زير خاهد بود (تركيبهاي ديگري نيز ممكن است):
اگر همه مصوبات كميسيون ويژه در صحن علني نيز تصويب شود، نصف اين مبلغ يعني ده هزار ميليارد تومان بين نصف خانوارها توزيع خاهد شد و به هر خانوار ۵ نفره چيزي حدود ۱۰۰ هزار تومان در ماه ميرسد. البته خانوادههاي تهراني مطمئن باشند چيزي به آنها نمي رسد این طرح چه بر سر مردم میآورد |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 27 مهر1388ساعت 4:32 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
چند وقتي ميلي براي نوشتن نبود. حال با طلوع عيد رهايي از گناهان (عيد فطر)، اميدوارم نگارش منظم را از سر گيرم. ماه خدا گذشت و چه شيرين و مهربان بود! طبق معمول بر سر روز عيد در ميان علما اختلاف افتاد. به نظر من، وظيفه فقها فقط بيان حكم است و ميبايست خود را محدود به آن كنند و بگويند: "هر وقت اول ماه شوال شد عيد فطر است و روزه حرام" تشخيص اينكه چه روزي اول ماه شوال است را به متخصصين واگذارند. به عبارت ديگر تشخيص موضوع بر عهده كارشناسان است. همين مساله در موارد ديگري هم مصداق دارد و خلط حكم و موضوع دردسر ساز شده است. به عنوان نمونه، فقها فقط وظيفه دارند بيان حكم كنند كه "هر وقت بالغ شديد مكلف هستيد" و تشخيص موضوع را به اهل فن بسپارند و آنها بگويند كه در اين شهر و در اين ايام بچهها كي بالغ ميشوند. خداوند مرحوم آيت الله مرعشي شوشتري را رحمت كند كه با شدت و حدت تاكيد داشت كه فقها نبايد در اين مسائل به خصوص تعيين سن بلوغ وارد شوند و بايد تشخيص موضوع را به پزشكان بسپارند. همين مساله دربارهي احكام مسافر قابل تعميم است. فقيه ميگويد: "هرگاه مسافر بوديد نماز را شكسته بخانيد و روزه نگيريد." تشخيص اينكه كجا مسافر هستي بر عهده كيست؟ شايد بتوان گفت كه تشخيص مسافر بودن بر عهده عرف است و عرف هر جامعه تشخيص ميدهد كه شما در اينجا مسافر هستيد يا نه. خداوند بر عمر آيت الله باقري كني بيفزايد كه در بيان حكم نماز دانشجويان مي گفت: برويد جلوي در دانشگاه بپرسيد آيا شما را مسافر مي دانند؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 31 شهریور1388ساعت 5:55 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 14 مرداد1388ساعت 5:54 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
كتاب كوچك "اقتصاد و عدالت اجتماعي" را استاد مسعود نيلي گردآوري كرده است. اين كتاب مجموعه چهار مقاله از نيلي، غنينژاد، طبيبيان و فرجادي است و توسط نشر ني در سال 1385 چاپ شده است. مقاله اول با عنوان اخلاق و عدالت نوشته موسي غنينژاد مقاله دوم با عنوان عدالت اقتصادي و اقتصاد بازار نوشته محمد طبيبيان مقاله سوم با عنوان دولت و عدالت اجتماعي نوشته غلامعلي فرجادي مقاله چهارم با عنوان آزدي اقتصادي و عدالت اجتماعي نوشته مسعود نيلي است. در پايان كتاب اينگونه نتيجهگيري شه است كه "سياستهايي كه با اتخاذ به آن مي توان عدالت اقتصادي_ اجتماعي را تقويت كرد، به شرح زيرند: الف_ سياستهاي گسترش حقوق و آزاديهاي اساسي 1- تامين حقوق مالكيت به طور روشن و مشخص؛ 2- تامين آزاديهاي اساسي (آزاديهاي فردي شامل آزادي بيان، قلم، داد و ستد، ايجاد تشكلهاي حرفه اي و غيره)؛ 3- فراهم ساختن فرصتهاي برابر اجتماعي، اقتصادي و سياسي؛ 4- مقابله با تبعيضهاي اجتماعي (قومي، نژادي، مذهبي، جنسيتي و منطقهاي)؛ 5-پاسخگويي. ب_ سياستهاي بهبود بخشيدن به ساز و كار بازار (رقابت) 1- كمك به كاركرد بهتر ساز و كار بازار از طريق تقويت و گسترش رقابت؛ 2- ارائه اطلاعات كافي در هر بازار و آزادي اطلاعات؛ 3- رفع اختلالات قيمتي و عدم مداخله مستقيم دولت در ساز و كار بازار؛ 4- كمك به ايجاد و توسعه بازارهاي مالي، بيمهاي و ...؛ 5- حذف امتيازات نامشروع (رانت) اقتصادي براي افراد غير مولد؛ 6- تقويت نظام انگيزشي و رعايت شايسته سالاري؛ 7- دسترسي به محاكم قضايي سريع، ارزان، دقيق و شفاف (كاهش هزينه مبادله)؛ 8- حذف انحصارات دولتي و تنظيم انحصارات خصوصي و طبيعي. ج_ سياستهاي توانمدسازي 1- گسترش خدمات اجتماعي (آموزش،بهداشت، بهزيستي و ...)؛ 2- افزايش اشتغال پايدار از طريق فعال كردن اقتصاد؛ 3- حمايت از گسترش آموزشهاي فني حرفهاي؛ 4- گسترش بيمههاي اجتماعي؛ 5- اجراي برنامههاي حمايت از سلامت مادران و كودكان كمدرامد به منظور مقابله با استمرار فقر؛ 6- تامين سلامت محيط زيست و جلوگيري از انواع آلودگيهاي زيست محيطي. د_ سياستهاي مستقيم كاهش فقر و بازتوزيع درامد 1- ايجاد چتر حمايتي براي گروههاي فقير، سالمندان و ناتوانان شغلي و غيره؛ 2- اصلاح نظام يارانهاي؛ 3- اصلاح ساختار مالياتي؛ 4- اصلاح ساختار هزينه دولت. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 13 مرداد1388ساعت 3:58 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
بدون شك يكي از مهمترين امتيازات انقلاب اسلامي و نظام برآمده از آن مردمي بودن آن است. حيثيت جمهوري اسلامي و وجه متمايز كنندهي آن از اكثر كشورهاي منطقه، اتكاء اين نظام بر آراء مردم است. هر چيزي كه به اين حيثيت آسيب بزند و يا در آن شك و شبهه وارد كند مهمترين خطري است كه جمهوري اسلامي را تهديد ميكند. چه بخواهيم، چه نخواهيم! چه درست باشد، چه غلط! چه با تلقين بيگانگان باشد، يا تشكيك عناصري از خانواده انقلاب! بالاخره عدهاي كه قليل هم نيستند در نتايج انتخابات شك كردند، با اين شك چگونه بايد برخورد كرد؟ به نظر من با اين شك، برخورد درستي صورت نگرفت و راههاي مدبرانهتر و عاقلانهتري وجود داشت. در هر صورت هركه به حيثيت انقلاب اسلامي و نظام برآمده از آن اهميت ميدهد، بايد براي بازسازي اعتماد از دست رفتهي بخش موثري از مردم تلاش كند. به نظر ميرسد راههاي زير كمترين كارهايي است كه براي اعتماد آفريني لازم است صورت گيرد: پراخت ديه به خانواده مقتولين حوادث اخير؛ پرداخت ديه و هزينهي درمان به آسيب ديدگان و مجروحان حوادث اخير؛ رعايت دستورات شرعي و سيرهي ائمه در برخورد با مجرمان زنداني (مانند برخورد امام حسن عليه اسلام با ابن ملجم) و آزادي سريع بازداشتشدگاني كه هنوز دليلي بر مجرميت آنها نيست؛ محاكمه قانوني و علني كساني كه مرتكب جنايتي شدهاند از تخريب اموال گرفته تا ضرب و جرح و ورود بياجازه به منازل و خوابگاهها و قتل در هر صورت و لباسي كه باشند؛ برگزاري مناظرههاي دقيق و حساب شده با مجري توانا و بيطرف براي شنيدن دلايل معترضان و موافقان نتايج انتخابات؛ رفع فيلتر از سايتهاي معترض و اجازهي انتشار به روزنامههاي آنها؛ اجازهي برگزاري مراسم قانوني به معترضان و حفظ امنيت آن مراسمات؛ به اميد آنكه پاسدار نظامي باشيم كه براي بدست آوردن آن هزينههاي زيادي پرداخت شده است و مهمترين سرمايه آن اعتماد مردم است.
در همين رابطه: ما نگرانيم كيمياي حكمت اين بازي تمام نشده است نسل من ضد انقلاب نسازيم تهديدهاي جدي كشور بعد از 22 خرداد اصولگرايي شكست خورد |
|
+ نوشته شده در
شنبه 13 تیر1388ساعت 5:2 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
آیتا... جوادی آملی در خطبههای این هفته نماز جمعه
قم، در سخنان مهمی بهترین راه نجات از شرایط فعلی را تقوا توصیف کردند و
با کافی ندانستن قانون برای حل مشکلات، جدا بودن مجری قانون از داور و نیز
فقیه باتقوا و قانوندان را راه خروج از بحران پیچیده کنونی کشور دانستند.
عضو سابق مجلس خبرگان رهبری تأکید کرد: گاه همین قانون منشأ اختلاف است. اگر این اختلاف باشد، جز با ناله شب و روز و دعا حل نمیشود. حکیم و فقیه برجسته جهان اسلام خاطرنشان کرد: حالا گفتهاند فصلالخطاب قانون است، بسیار خوب، اما قبل از اسلام کشورهای متمدن تفکیک قوا داشتند، مال این قرن و آن قرن نیست. الان هم کشورهای اسلامی و غیراسلامی دارند. معلوم میشود این جزو فطرت و بنای عقلاست. معنای تفکیک قوا این است که یک عده قانون وضع میکنند، یک عده اجرا میکنند، عده سومی میبیند آیا قانون درست اجرا شد یا نه؟ تفکیک قوای مملکت به سه قوه مقننه و مجریه و قضائیه این است. این که کسی خودش قانون وضع کند و خودش اجرا کند و خودش قاضی باشد، مشکل دارد. حالا ما گفتهایم فصلالخطاب قانون است. اما همان که دارد اجرا میکند، میگوید کار من مطابق قانون است. تطبیق قانون بر کار او به دست اوست، اندراج کار او تحت قانون هم به دست اوست و این مشکلآفرین است. این را هم بدانید که در ایران "از خارجی هزار، به یک جو نمیخرند". بعد از این که کشور نظام مقتدر دارد، رهبر آگاه دارد، ملت متقنی دارد، از خارجی هزار به یک جو نمیخرند. کسانی که با آن مصاحبه سی سال قبل که برخی روزنامهها آن را چاپ کردند، آشنایند، میدانند همین حرفها سی سال قبل گفته شد. وقتی مجلس خبرگان قانون اساسی اصل ولایت فقیه را تنظیم کرد، یک مصاحبهای کردند. در آن مصاحبه مبسوط این سخن مطرح شد که درست است قانون بخشی از مشکل را حل میکند، اما قانونشناس عادل، مجری قانون که ولیفقیه است، موجب ناامیدی بیگانه است. مفسر برجسته قرآن و از نظریهپردازان شاخص تئوری ولایت فقیه تأکید کرد: وقتی یک رهبر آگاه باشد،یک علوی منش باشد، قانونشناس و قانوندان و مجری قانون باشد، داشتن یک فقیه جامعالشرایط موجب یأس بیگانه است. اینجاست که خدا میفرماید: الیوم یئس الذین کفروا من دینکم. یأس کفار یک قرآنشناس، مجری قرآن و قرآندان میخواهد. وقتی علی روی کار آمد، فرمود، دیگر راه برای نفوذ بیگانه بسته است. داشتن یک فقیه آگاه، رهبر آگاه و متدین و هوشیار این نتیجه را دارد. امام جمعه موقت قم ادامه داد: بنابراین ما وقتی متحد شدیم، ذات اقدس اله فیض را به ما میرساند، همه یک راه را میرویم. خدای سبحان در سوره زمر فرمود دلها در تسخیر من است. با موعظه مردم متحد نمیشوند. با وعده و وعید مردم متفق نمیشوند. به پیغمبر فرمود، تو تمام ذخایر زمین را هم رایگان تقسیم کنی، مردم متحد نمیشوند. دل به دست مقلب القلوب است که در سایه دعا دلها را متحد میکند. ملت وقتی به مقصد میرسد که متحد باشد. مرز ما با خارجیها مشخص است. آنها خود را به زحمت نیندازند. استاد برجسته اخلاق ادامه داد: مواظب
زبانها هم باشیم. درباره کسی حرف و نوشتار بد نداشته باشم، در خطبه قبلی
نماز جمعه هم گفته شد. ما یک جا را باید نگاه داریم که وقتی سرمان به سنگ
خورد،به آنجا بیاییم و آن حرم امن نماز جمعه است. دیانت است،حوزه و
مرجعیت است. اینها را باید حفظ کنیم. اگر اختلافی پیش آمد، اینجا
باید سالم بماند. همه اشخاص، همه مکانها، همه منابر و تریبونهای دیگر را
نمیشود آلوده کرد به این سمت و آن سمت.
مواظب باشید که یکجا را پاک داشته باشید. بسیاری از شما طلبهاید، درباره نماز گفتند یک اتاق را مصلی قرار بدهید و آنجا دعا و نماز بخوانید و رفت و آمد و خواب نداشته باشید تا در آنجا یا ا... بگویید و جواب بشنوید. یکجا را باید پاک داشته باشیم. بعد ببینیم آیا همان کسی که داور است، همان مجری است یا نه؟ اینها را باید حل کنیم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 8 تیر1388ساعت 12:46 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
آنچه بر اين ملك و آئين ميرود، هر چه هست حسن تدبير نيست.
گرهاي كه با دست باز ميشود را با دندان باز نكنيم. سيره عملي امام خميني را از ياد نبريم. به گزارش آينده نيوز، در جمهوری اسلامی در مقاطع مختلف و
هنگام بروز اختلافات، هیأتهایی برای رسیدگی به مسائل، رفع بحران و
بازگرداندن اعتماد عمومی به مردم تعیین شده و با واکاوی مسایل مورد اختلاف
در سطح بالا و چند نفره، مانع از گسترش و کشیده شدن اختلافان به بدنه
جامعه و مردم شود. این گزارش میافزاید: در سال 1367 هم پس از برگزاری
انتخابات مجلس سوم، شماری از نمایندگان طیف راست مدعی تقلب شدند و شورای
نگهبان هم انتخابات تهران را زیر سؤال برد و این انتخابات در آستانه ابطال
قرار گرفت. این در حالی بود که محتشمی، وزیر کشور که انتخابات را برگزار
کرده بود، تخلفات گسترده در این زمینه را رد میکرد.
در این مقطع نیز امام خمینی(ره) به رغم وجود دو مرجع
قانونی مجری و ناظر یعنی وزارت کشور و شورای نگهبان برای پایان دادن به
اختلافات، حجت الاسلام محمد علی انصاری را به عنوان نماینده خود تعیین و
مسئول بررسی تخلفات احتمالی کردند. انصاری نیز با بررسی موارد ادعای وجود
برخی موارد اشکال در انتخابات را تأیید کرد، اما آن را غیرمؤثر در نتیجه
انتخابات خواند و نتیجه را به محضر امام(ره) اعلام کرد. امام هم با اعلام
نظر نماینده خود، خواستار تأیید انتخابات توسط شورای نگهبان شدند و این
شورا هم پس از مدتی مقاومت در برابر حکم امام، سرانجام به تأیید انتخابات
پرداخت.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1 تیر1388ساعت 6:37 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
دوستان ميپرسند: چرا نمينويسي؟ در پاسخ بايد گفت: از چه بنويسم؟ از پاره پاره كردن همديگر در خيابانها؟ ما را چه شده است؟ آيا عذاب الهي فرا رسيده است؟ اين مجازات كدامين گناه است؟ به اين بيان عارف وارسته بيشتر توجه كنيم: آيتالله جوادي آملي اقسام اختلاف را سه قسم عنوان كرد و
گفت: اختلاف قبل از علم يكي از انواع اختلاف است كه در اين نوع اختلافات،
نظريه پردازها آراء و نظرات خود را طرح مي كنند تا آنچه حق است روشن شود؛
اين اختلاف ممدوح و مقدس است، مانند اختلاف دو كفه ترازو براي حفظ عدالت.
وي قسم دوم اختلاف را در اطلاع رساني هاي ناصواب و برداشت هاي ناصواب يا
مقدمات و موخرات و نتايج ناصواب دانست و گفت: اين اختلاف با گفتگو، جلسه و تفاهم كاملا قابل حل است. آيت الله جوادي آملي قسم سوم را اختلاف به عنوان عذاب الهي دانست كه با تفاهم حل نمي شود.
وي ادامه داد: اختلافات علمي را بايد از مجاري علمي حل كرد و اختلافات
اجتماعي را بايد از راه عاطفه حل كرد و اين اختلاف تقدير را با ناله و ضجه
و اصلاح بين خود و خدا حل كرد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1 تیر1388ساعت 6:31 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
خلاصه مقاله مسعود بهنود تقديم مي شود: در روزهای پایانی قرن سیزده هجری شمسی، بیست و پنج سال گذشته
از انقلاب مشروطیت، وضعیت ملک چنین بود که جمعیت کمی داشت، دولت کوچکی، اولین کشور
خاورمیانه بود که به نوعی دموکراسی دست یافته بود. شاهی داشت که در امور دخالت نمی
کرد و روزنامه ها که ناسزایش گفتند به دادگاه پناه برد. و این اولین و آخرین کس
بود که در مقام عالی به دادگاه شکایت برد. کشور به طوایف متعدد تقسیم شده بود و هر
دو سال نمایندگانی از سراسر کشور انتخاب می شدند و به مرکز می رسیدند و اگر هم
در جانشان وطن دوستی نبود، یا آن را نمی دانستند در مرکز این را از بزرگانی که از
مشروطه مانده بودند می آموختند. هر سه مجلسی که تا آن
زمان تشکیل شده بود در مقابل حملات بیگانه، مطامع خارجی و استبداد داخلی چنان
ایستاد که اولی را به توپ بستند و دومی را بستند. و ...
اولین تجربه اشراف و ملیون به اضافه روحانیون وطن دوست پایه و مایه کار بودند.
اما کشور در مجموع در اولین تجربه های مشروطیت و دموکراسی ضعیف بود. باید این ضعف
با کار بیشتر چاره می شد و یا با گرفتن حق ایران از محل فروش نفت که بیست سالی بود
می رفت و اعشاری از آن بین خوانین محلی و بودجه کشور تقسیم می شد آن هم در ازای
دخالت صاحب سهام نفت [که دولت انگلستان باشد] در امور داخلی ایران. این رفتار مغرورانه
و متفرعانه انگلیس صدای آزادی خواهان اروپائی و آمریکائی را هم بلند کرده بود چه
رسد به غیرتمندان ایرانی که از هر گوشه برخاسته بودند. اما آن ها زیر فشار سفارت
فخیمه نبودند و راحت می توانستند شعار بدهند. رجال محکم و سیاست پیشه هم که به
دولت می رسیدند چون در بودجه کشور و پرداخت حقوق کارکنان خود می ماندند در نهایت
چاره ای جز استعفا نمی یافتند.....
کشور شور و شیرین بود. آزادی و دموکراسی در نهایت، اما فقر
و ناامنی هم... لشکر بریتانیا در اثر فقر ناشی از تهی شدن خزانه شان در جنگ
جهانی اول بر اساس تصمیم مجلس آن کشور باید می رفت، در شمال ایران اتحاد جماهیر شوروی
تشکیل شده بود و غرب را می ترساند، ترتیبی که انگلیسی ها در قرارداد 1919 اندیشیدند
برای اصلاح مدیریت ایران و تحت نظارت گرفتن حکومت، با مقاومت همان ملیون و
روحانیون وطن خواه به آب افتاد. ملک الشعرا ساخته بود "لرد کرزن عصبانی شده است/
وارد مرثیه خوانی شده است". انگلیسی ها در خشم بودند که مبادا بزرگ ترین پالایشگاه
نفت جهان [آبادان] را از دست بدهند و امیدشان به قرارهائی بود که با خوانین و از
جمله شیوخ عرب جنوب بسته بودند. بر این گمان که می توانند اگر کار سخت شد به دعوت
شیخ خزعل و سایر شیوخ به بهانه حفاظت از منافع آن ها به جنوب لشکر بکشند و آن جا
را از ایران جدا کنند اما می ترسیدند که در آن صورت ایران را به کلی به شوروی
بسپارند. پس فکری دیگر باید می کردند.
ملاقات سیدضیا آیت الله زاده یزدی با لباس روحانی با سران سفارت
انگلیس در تهران نتیجه داد. او می گفت شما را چه
کار، من رگ خواب این ملت می دانم. سفارتی ها گفتند )به مضمون) که
تو لشکر نداری. سید جیمبو گفت دارم نمی دانید. من لقمه نانی برای نظامی های گرسنه
می اندازم و آن ها را با خود متحد می کنم. گفتند پول از کجا می آوری. گفت این را
هم رها کنید با من. من از پولداران می گیرم. گفتند چطور
گفت افشایشان می کنم. گفتند این چه حکایت است گفت عرض خواهم کرد.
کلاه پوستی به جای عمامه چنین بود که کودتای سوم اسفند 1299 پا گرفت و دو روز بعدش هم
ژنرال آیرون ساید از ایران رفت. سید چنان که خود گفت برای این که نقشه خود را پیاده
کند گرچه لباس روحانیت را تن خارج کرد و کلاه پوستی نهاد اما روضه و نوحه را نگاه
داشت و همه کار را به استعانت از نام پیامبر اسلام کرد. ...از آن طرف رفت گشت و در میان نظامی ها یکی را برگزید که هم میل
کثیری به پول داشت و هم بی سواد بود و هم قزاق. چرا که افسران ژاندارم که نیروی
مسلح دیگری بودند و تحصیل کرده سوئد، عموما وطن پرست بودند و در مقاطع مختلف به
یاری ملیون آمده و از مدرس دعاها بدرقه راهشان شده بود. آن ها امثال کلنل پسیان
داشتند و خو نکرده بودند به دیکتاتوری. اما قزاق ها لات بودند و زیر دست روس های
تزاری بزرگ شده. چنین بود که قراردادی بین سید ضیا و رضاخان سرهنگ قزاق در جنگل
بسته شد و حرکت به سوی تهران. مانند کاردی در پنیر. تهران فتح شد. شاه از ترس در
کاخ سرد سلطنتی پنهان شده، و سفارت از نگرانی در بسته. تا سه چهار روز بعد که برف
نشست و مامور سید به در سفارت رفت و مژده داد که همه چیز تحت کنترل است. سید همه
چیز را دید جز یک چیز. ندید که کنار دست خود یکی را دارد که به موقع بر سرش خواهد
پرید. آن چه کودتای باور نکردنی سوم اسفند و پس از آن در چهار سال
بعد افتادن مملکت به دیکتاتوری رضاخان را امکان پذیر کرد تنها یک شعار بود. آی دزد
می گیریم...
سید به محض ورود به تهران دستور داد هر که را سرش به تنش می
ارزید گرفتند و شعار داد که ای مردم دارم حقتان را می گیرم. فقط همین شعار نبود که
باعث شد مردم آزادی به دست آمده از انقلاب مشروطیت را فروختند. رضا خان وقتی سه ماه
بعد از کودتا سیدضیا را برانداخت و وزیر دفاع ماند دریافت اگر زبان عوام بگیری و
حیا بفروشی چه آسان است فتح سایر سنگرها. با همین شیوه مستوفی الممالک و
مشیرالدوله را از راه به در کرد وقتی که فحش های چاروداری داد و در جلسه هیات دولت
نماینده اش پاچه حواله وزیر دیگر داد. و در این مدت مدام تملق احمدشاه را گفت و
خود را مطیع او نشان داد.
نکته دیگری که رضاخان به هوشی که داشت از سید ضیا آموخت بازی
با عواطف مذهبی مردم بود. چنین بود که ناگهان قزاقخانه شد حسینیه و بشنوید که چه
کردند در مراسم عزای سید الشهدا، از خاک به سر ریختن تا یک هفته مملکت را تعطیل کردن
که ملت بیائید به تماشا که سید الشهدا برای رضاخان مدال فرستاده است.
امروز روز به شوخی می ماند اما بخوانید خاطرات دو امیرلشکر برپا
دارنده این مراسم را. ماجرا خیلی ساده بود علمای عراق که از برابر ظلم انگلیسی ها
دست به مهاجرت به ایران زدند موقع برگشتن از مشیرالدوله نخست وزیر و دکتر مصدق
وزیر احترام ها دیدند اما مهم امنیتشان بود که رضاخان وزیر دفاع فراهم کرد. از
جمله قراردادن چندین خودرو که همه شان مصادره شده بود از اشراف و سرمایه داران، در
اختیار تا علما را به نجف برسانند. در مرز هم نماینده سردار سپه حاضر نشد قافله را
ترک گوید و رفت تا نجف. و در آن جا از علما خواست که برای رضاخان هدیه ای بدهند.
کارتی که یک نقاشی است و در لندن چاپ شده همراهش شد. و همین کارت بود که برایش یک
هفته تهران را بستند و دسته های سینه زنی از اطراف کشور راه انداختند و رضاخان از
صبح در آن جا که بعدها باشگاه افسران شد در کنار آن تمثال که پرده ای بر آن کشیده
بودند، سان می دید.
در شهر شایع بود که مدال سیدالشهدا بر بازوی سردار سپه است به
همین جهت هم دزدان و بدکاران را می گیرد. چندی بعد همین را با مدال ذوالفقار عوض
کردند که احمدشاه به سردار سپه داده بود اما عوام را چه کار، مهم این بود که سردار
ذوالفقار بر سینه دارد. و دزدان به حبس افتاده اشراف و تحصیلکرده ها بودند که
البته برخی هم مانند فرمانفرما ثروت بسیار داشتند اما چندان که مانند فرمانفرما
مرکب سردار سپه را نعل کردند (رولزرویس داد و پنج هزار
متر زمین مرغوب کنار خانه اش که خود هم نظارت کرد و برای او خانه ای بزرگ ساختند)از مجازات مصون ماندند. اصلا هیچ کس مجازات نشد و به دادگاه نرفت. فقط دولت اعلام
کرد این ها دزدند. و قزاق رفت و همه را گرفت. چند تنی پول دادند در حبس، پولی که
معلوم نشد کجا رفت.
رضاخان تا شانزده سال بعد که به زاری از ایران رفت و مردم جشن
گرفتند هیچ گاه حسابی پس نداد. عواید نفت را تا جنگ جهانی رسید در حساب خارجی خود
ریخت. مجلس را طویله کرد. قانون
را گفت که منم. مسجد را به توپ بست و متولی حرم حضرت معصومه را به شلاق بست، علما
را گفت در امور دخالت نکنند. منقدان را عامل بیگانه خواند و نفس گرفت. چهار هزار
پارچه ابادی کشور را (حدود شصت در صد از کل املاک مرغوب] با زور به اسم خود کرد،
چنان که فرزندش تا بیست و پنج سال بعد از این زمین ها می بخشید باز هم تمام نشد و
بیناد پهلوی وقتی سلطنت در ایران منقرض شد هنوز بزرگ ترین مجتمع صنایع و کشاورزی
کشور بود.
در یک کلام ازادی را کشت، قانون را تعطیل کرد، مجلس را طویله
کرد، روزنامه ها توقیف، ده ها و بلکه صدها تن از اهل سیاست و خان و مالدار و تحصیل
کرده و اشراف به دست او کشته شدند. البته در مقابل دانشگاهی برای تهران ساخت، راه
آهن پرداخت، خیابان های تهران را آسفالت کرد، قدرت مرکزی را شکل داد، ارتش متحدی
ساخت و ملوک الطوایفی را به نفع خود کوبید.
همه رفت و یکی ماند بیست سال بعد که که رضاشاه با یورش لشکریان خارجی ساقط شد، ملوک
الطوایفی دوباره پا گرفت، امنیت دوباره از دست رفت، زن هائی که به زور چادرش را
برداشته بودند محجبه به خیابان ها بازگشتند، اما یک اصل که کشف سید ضیا بود در دل
سیاست ایران باقی ماند. اگر قصد داری قدرت بگیری و سوار خر انگوری شوی دو چیز بیش
تر لازم نیست. یکی فریاد ای دزد ای دزد. دیگر تظاهر شدید به احساسات مذهبی.
در همان زمان که هنوز رضاشاه ایران را ترک نکرده بود عده ای
در تهران ندای آی دزد سر دادند و جیب این مرد [یعنی همان شاه مقتدر چند روز قبل] را
بگردید شعار مجلسیان شد. و همین روال بود و هر کس آمد تجربه ای در این باب کرد و
سنگی بر این بنا گذاشت. تا سرانجام رسید به پایان کار. شاه آخرین [ که در افواه متهم
شده بود که بزرگ ترین ثروتمند جهان است. و چنین نبود. اما فرزندان رضاشاه در مجموع
به اندازه سایر احاد ملت ثروت جمع آورده بودند] هم وقتی روزگار را به خود تنگ دید
دستور فرمود که فریاد آی دزد سردهند و کمیسیون شاهنشاهی مبارزه با فساد تشکیل شد.
و چنین است که بعد از گذشت نزدیک به نود سال، ما ایرانیان گاه
ازادی و گاه ثروت کشور را به شنیدن صدای خوش ای دزد فروخته ایم. و باز تجربه دیگر.
در فیلم تبلیغاتی آقای احمدی نژاد دیدم پیرزنی اهل ایلام را
که رییس برای او خانه ساخته از بودجه ملت. دعای خیر پیرزن لابد پاسخ سئوال آن هاست
که می پرسند با دویست و اندی میلیارد دلار چه کردید. آری خانه ای برای پیرزن
ایلامی ساخته شد و فریاد ای دزدی در تلویزیون سر داده شد، و به نوشته سرمقاله
روزنامه رسالت افتخار بزرگ رییس جمهور این که نام مقدس امام زمان را در مجالس بین
المللی بر زبان آورد. همین شاید ما را بس
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 18 خرداد1388ساعت 3:30 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
حضرت آیتالله جوادی آملی فقیه برجسته اخلاقی و مفسر قرآن در بیانات مهمی که روز جمعه، در پی برخی بداخلاقیهای صورت گرفته در مناظره جنجالی، با استناد به آیات قرآن، نسبت به تحقق وعده الهی به برخی امتها و فروپاشی اخلاقی جامعه هشدار دادند. بخشي از فرمايشات ايشان را ميخوانيم: بخش پایانی عرضم مربوط به انتخابات است.... موضوعاتی که برای همه ما لازم است، این است که در تمام موارد، چه در
گفتارمان، چه در رفتارمان، چه در نوشتارمان، چه در سخنرانیهای عمومی، چه
در نمازهای جماعت و جمعه ما، چه در مطبوعاتمان، چه در رسانهها و چه در
مناظراتمان، بیان نورانی قرآن را رعایت کنیم. قرآن کریم فرمود: خیلی قصه
دیگران از شما دور نیست. بعضی از اقوام را ما در اثر انحراف از تقوا، زیر و رو کردیم. بعد
فرمود: «و ما هم منکم ببعید» آن قوم از شما دور نیست، اگر بیراهه رفتی، تهدید قرآن این است که شما را میبرد و یک عده
دیگر را میآورد. این چنین نیست که اگر کسی خواست خدای ناکرده از راه خلاف
به مقصد برسد، خدای غیور صبر کند، این چنین نیست. (تکبیر حضار) همه ما مواظب باشیم، حرفی که خدای ناکرده مطابق با شریعت نیست،
نزنیم.سخنان سودمند مقام رهبری در مرقد امام کافی بود، فرمود کاری که خلاف
است، نکنید. از زید میخواهید حمایت بکنید، تمام فضائل و خوبیهای زید را
میگوییم، دیگران را تشویق میکنیم، خودمان پای صندوق رأی میرویم، دیگران
را هم وادار میکنیم و رأی میدهیم، این وظیفه ماست. اما خدای ناکرده اگر خواهیم از این مسیر فاصله بگیریم، خیلی براندازی این عده و بردن این چند
میلیون و آوردن چند میلیون برای خدا سخت نیست. فرمود: «ان تتولوا یستبدل
قوماًٌ غیرکم ثم لا یکونوا امثالکم»، فرمود: شهدا برای من خودن دادند، به
شما چه ربطی دارد؟امام برای من زندان رفت، به شما چه ارتباطی دارد؟
من دین خودم را به دست شماها حفظ نمیکنم. شما را میبرم در زبالهدان
تاریخ، یک عده انسان مؤمن را میآورم. به ما این را فرمود. ما نسبت به هرکسی که علاقهمندیم تمام تلاش و
کوششمان را میکنیم، این کار خوبی است، کار بدی نیست. اما یک قدم آن طرفتر، خدای نکرده با آبرو و حیثیت کسی بازی
کنیم، خلاف بگوییم، این چه کاریست؟ خلاف است، بیگانه خواهان این است برداشتن چند میلیون و آوردن چند میلیون برای خدا سخت نیست. در قرآن
هم فرمود: «قل لعبادی یقولوا التی هی احسن ان الشیطان ینزغ بینهم» پیامبر
من! به این بندگان من بگو مواظب زبانشان، قلمشان، گفتار و نوشتارشان
باشند. اگر کسی خطیب جمعه، است مواظب باشد به این سمت و یا آن سمت نکشد و
نکشاند. اگر کسی در نماز جمعه شرکت کرده است، نه این سمت، نه آن سمت نرود،
جای این کارها در بیرون نماز جمعه است اما در جایی که انسان میگوید:
«سبحان ربی الاعلی»، «سبحان ربی العظیم»، اینجا جای الله است و الله است
و الله، ولاغیر. اگر اینچنین است به ما فرمود «قل لعبادی یقولوا التی هی
احسن ان الشیطان ینزغ بینهم» مگر علمای نجف، به قداست آنها کسی آمد. مگر بزرگان نجف به علمیت
آنها کی آمد؟ این آخوند خراسانی، الان تقریباً یک قرن است که تمام این
حوزههای اصولی را قبضه کرده، غالب شاگردان آنها هم مرجع ممتاز جهانی
بودند. اگر آسید ابوالحسن بود، مرجع جهانی بود، اگر حاج آقا حسین قمی
بود، مرجع جهانی بود، آخرین شاگردش آیتالله بروجردی بود که ما دیدیم. همه
اینها را آخوند خراسانی تربیت کرده، امروز رایج شده که میگویند مرجع
جهان تشیع، اما این از در و دیوار قم که بگذری، خبری نیست. ولی برای
مرحوم بروجردی، غرب و شرق فدایی بودند. همه را اینها آخوند خراسانی تربیت
کرده است. نه قداست آنها الیوم است، نه اعلمیت آنها. مشروطه در زمان آنها پیش آمد. ما
باید مواظب زبانمان، قلممان، گفتار و رفتارمان باشیم. این سونامی، اول
سونامی نیست، اول یک نسیم است. این از دورترین منقطه اقیانوس آرام شروع
میشود و یک نسیم خنک است اما قدری که جلوتر آمد، تندتر میشود و بعد
کمکم آن طوفان را به بار میآورد. یا زمین را درمینوردد که زمین لرزه
میشود و یا صاعقهها را به بار میآورد. حرف بد نیز همینگونه است. فرمود
مواظب گفتار خود باشید. فرمود به بندگان من بگو «الله نزل احسن الحدیث»
خدای شما هستم، با شما چگونه حرف میزنم، شما هم یاد بگیرید و همینگونه
حرف بزنید. بهترین ادبیات را برای سخن گفتن با شما انتخاب کردم. شما را
تکریم و تجلیل میکنم. حتی بدهای شما را هم با «یا ایها الذین آمنوا»
میگویم، پردهدری نمیکنم، اسرار را فاش نمیکنم. من هستم و شما. این دین است، خدا با ما چطور حرف میزند؟
به ما هم فرمود همانطور که من با شما با بهترین ادبیات سخن میگویم، شما
هم در خطبههایتان، خطابههایتان، در بیان و بیاناتتان، در
موضعیگیریهایتان محترمانه حرف بزنید. بنابراین خطر
مشروطه نزدیک گوش ماست. آنها عالمتر و متقیتر بودند. طولی نکشید که
اوضاع عوض شد قرآن به ما فرمود: «و ما (فلان قوم) منکم ببعید». یعنی خیلی
از شما فاصله ندارد، یعنی ممکن است خدای ناکرده شما هم به آن وضع آلوده
شوید، |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 18 خرداد1388ساعت 11:21 قبل از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
باز هم موسم انتخابات از راه رسيد. انتخابات عرصهي تقابل حق و باطل نيست. يكي از نامزدها فرشته و ديگري ديو نيست. يكي سمبل كفر و نفاق و ديگري مظهر جهل و ظلمت نيست. انتخابات همانطور كه از نام آن پيداست، عرصهي انتخاب است. بازاري است كه عدهاي عرضهكننده به نام نامزد رياست جمهوري خدمت مشخصي كه در اينجا مديريت دستگاه اجرايي است عرضه ميكنند. عموم مردم كه حق راي دارند (يعني اجازه ورود به اين بازار را دارند) از بين عرضهكنندگان موجود در بازار يكي را انتخاب ميكنند. ساز و كار اين خريد و فروش نيز به صورت راي دادن تعريف شده است. راي به هر نامزد به منزله انتخاب آن فرد (عرضه كننده خدمت مديريت اجرايي) است. در واقع نظام سياسي كنوني ايران به مردم اجازه داده است كه از بين افرادي كه تاييد ميشوند يك نفر را براي مديريت اجرايي كشور انتخاب كنند، همين. هر كس متناسب با سليقه و منافع شخصي خود از بين افراد موجود در عرصه كه بيانگر امكانات سياسي قابل دسترس در ايران امروز است، انتخاب كند. به قول اقتصاد خاندهها مطلوبيت خود را با توجه به محدوديت موجود (كه همان انتخاب از بين افراد موجود است) بيشينه كند. اگر هم عدهاي آنچه در بازار عرضه شده را نميپسندند، بقيهي مشتريها (راي دهندهها) كار خود را خاهند كرد و هر كدام را كه بپسندند برميگزينند، چه آنهايي كه از بازار رفتهاند خوششان بيايد چه خوششان نيايد. عدهاي دعواهاي قديمي خود را در انتخابات زنده ميكنند. گويي فضايي براي عقده گشايي ايجاد شده است، باور كنيم اختلاف سروش و دولت آبادي هيچ ربطي به نسل من ندارد! باور كنيم اختلاف بهزاد نبوي و مرتضي نبوي هيچ تناسبي با دغدغههاي نسل من ندارد. از بين افرادي كه هستند آنكه را ميپسنديم و برنامههاي او را مطابق با خاستههاي خود مييابيم، انتخاب كنيم نه يك كلمه بيشتر نه يك كلمه كمتر! فقط بايد حواسمان جمع باشد كه وعدههاي غير عملي را تشخيص دهيم و تبليغات عرضهكنندگان عالم سياست (همان نامزدها) ما را در انتخاب خود فريب ندهد. در بازار اگر كالايي خريديم كه خوب كار نكرد، دوباره آن را نميخريم. اگر خدمت بنگاهي را نپسنديديم ديگر به آن بنگاه سفارش خدمت جديدي نميدهيم. در بازار سياست نيز اگر محصول عرضهكنندهاي خوب نبود دوباره آن را نميخريم.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 9 خرداد1388ساعت 5:48 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
به هر يك از روحانيون اهل تسنن آذربايجان غربي 50 هزار تومان هديه داده ميشود! در روز تولد كارمندان نهاد رياست جمهوري به هر نفر از آنها يك سكه تمام بهار آزادي داده مي شود! 35 میلیارد تومان در کرمان از طرف رئیس دولت میان مردم تقسیم شد! پرداخت سود 80 هزار توماني سهام عدالت به 5.5 ميليون روستايي آغاز شد! دولت محمود احمدینژاد به هركدام از پرسنل بیمارستان میلاد یك سكه اهدا كرد! تراول های ٥٠٠٠٠ تومانی احمدی نژاد، اين بار به دانشجویان چوکاي گيلان و ......................................... هر كي ميداند اين كارها يعني چي به من هم بگويد؛ فكر ميكنم يكي از معاني آن در اين عكس ديده مي شود:
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 1:35 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
در ادامه مرور روزنامهها 30 سال پيش به چيزهاي جالبتري نيز برخوردم: سيد ابوالحسن بنيصدر:"در حال حاضر ما نفت ميدهيم و كالا ميخريم و مصرف ميكنيم. صنايع ما، كشاورزي ما، سازمانهاي اداري و ارتش ما و همهي فعاليتهاي ما وابسته است. برنامهي اصلي ما اين است كه اين وابستگيها را از بين ببريم و اساس يك اقتصاد مستقل را پايهريزي كنيم. به طوري كه براساس اين اقتصاد، مردم امكان داشته باشند نيازهاي اساسي خود را تأمين كنند و زمينهي رشد داشته باشند؛ بدين ترتيب كه مردم ايران بتوانند كار كنند و ابتكار داشته باشند. "[1] "ما اگر بخواهيم راهي بين دو سيستم سرمايهداري و كمونيستي پيدا كنيم موفق نخواهيم شد و با شكست روبهرو ميشويم، بلكه بايد يك تجربهي مستقل از اين دو انجام دهيم وآن همان تجربهي نظام اسلامي است.اگر همه ما فرزندان يك آدميم و به قول پيامبر اسلام مانند دانههاي شانه با هم برابريم، پس بايد امكاناتي كه در ايران براي مردم موجود است، براي همه يكسان باشد و وقتي ما امكانات را فراهم كرديم و آزادي و استقلال هم بود، انسان شروع به رشد ميكند و اين يك روش اسلامي است[2] "ما به دنبال برقراري اقتصاد توحيدي هستيم، اقتصادي كه عرصهي كار و فعاليت را در حال و آينده بيشتر كند و اثرات تخريبي فعاليت اقتصادي به طبيعت و انسان به حداقل برسد و پيش از همه، نيازهاي واقعي همه انسانها را به غذا و پوشاك و مسكن فراهم آورد و پس از آن به تأمين خدمات لازم براي رشد عقلاني و معنوي بشر بپردازد. اقتصادي كه در آن انگيزهي فعاليت ديگر افزايش رشد نباشد بلكه ميزان ميزان رشد انسان باشد، هدف انسان باشد نه سود. در آن اقتصاد تغيير تركيب كار ممكن خواهد بود. يعني براي همهي انسانها اين فرصت فراهم بشود كه علاوه بر كار اجرايي، به كار ابتكار و ابداع و رهبري نيز بپردازند و بتوانند در مسئوليتهاي اجتماعي و سياسي شركت روزافزون داشت باشند. در اين اقتصاد با حذف توليد مخرب نيروهاي محركه افزايش يافته و اين نيروها در جهت افزايش امكان رشد شتابگير انسان به كار ميافتد، به طوري كه جهان يكپارچگي خود را به دست آورده و انسانيت از كينههاي كور و دشمنيها رها گرديده و به ايجاد يك امت بر روي زمين، از صميم دل، راضي ميشود."[3] " اگر موفق بشويم كارمندان دولت را- از زن و مرد- قانع كنيم كه به جاي پشت ميز نشستن همان پول را بگيرند و در دستگاه هاي توليدي به كار بپردازند، ايران را از نظر توليد در كمترين مدت نجات دادهايم، چون مشكل اصلي ايران در حال حاضر اين است كه چند برابر توليد خودش را مصرف ميكند. ... شما هر كسي هستي و هر جا هستي، اگر چيزي كه مصرف آن بيجا است، مصرف نكنيد و پولهاي خود را به بانك بدهيد تا به كار بيفتد، كشور شما ميتواند مشكلات خودش را حل كند."[4] "بايد در قلمرو كشاورزي دست به اصلاحات ارضي واقعي بزنيم. و اختلاف سطح ميان شهر و روستا را از ميان برداريم و با پايين نگاه داشتن قيمتها در روستاها و افزايش خدماتي نظير بهداشت و آموزش، جهت مهاجرت را از شهر به ده تغيير دهيم. در روستاها بايد فعاليت كشاورزي را با فعاليت صنعتي درآميزيم تا فعاليت در همهي سال وجود داشته باشد و درآمد روستاييان نيز افزايش يابد، ..... به جاي سياست گسترش شهرها بايد طرح كوچك كردن اين شهرها را تهيه و از راه آگاهي دادن و ايجاد وحدت نظر ميان مجريان طرح، كه خود مردم هستند به اجرا در آورد، طوري كه كوچك كردن شهرها با ايجاد مجموعههاي روستايي صنعتي مقارن افتد. و اين هم اوج چپگرايي انقلابي: و اما در قلمرو صنعت، سپردن ابتكار عمل به بخش خصوصي يعني دادن اختيار خرج درآمدهاي نفت به آنها و آنها نيز براساس تحصيل حداكثر سود از آن درآمدها به فعاليت اقتصادي دست خواهند زد و همان بلاهايي را كه بر سر اقتصاد آريامهري آوردند، بر سر اقتصاد جمهوري اسلامي نيز خواهند آورد.دولت، بايد نقش رهبر و نيروي محركه را ايفا كند و با ايجاد صنايع اصلي، يعني صنايعي كه با اتصال به يكديگر اسكلت صنعتي را به وجود ميآورند، بناي يك صنعت مستقلي را بگذارد."[5] |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت 11:27 قبل از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
روزنامههاي 30 سال پيش را نگاه ميكردم كه نكات جالبي ديدم: در هفتم اسفند 57، شهرداري تهران وصول عوارض نوسازي را متوقف ساخت و اعلام كرد كه اين عوارض يا عادلانه دريافت خواهد شد يا به كلي لغو خواهد گرديد. در هشتم اسفند 57، امير انتظام به عنوان سخنگوي دولت در مصاحبهاي تلويزيوني شركت كرد و اعلام كرد كه چندين لايحه توسط دولت تهيه شده و در صورت تصويب شوراي انقلاب به اجرا درميآيد. يكي از اين لوايح اين است كه آب و برق براي خانوادههاي كم درآمد مجاني شود. همچنين دريافت عوارض اتوبان كرج موقوف شد و هيأت دولت قانون تكميل و اجاره خانههاي خالي را هم لغو كرد. اين قانون به شهرداريها اجازه ميداد خانههاي خالي را اجاره دهند و خانههاي نيمه تمام را خود تمام كنند. در همين ماه، مهندس بازرگان از محلات فقيرنشين جنوب تهران بازديد كرد و اعلام داشت كه اتوبوس، برق و تلفن براي ساكنان جنوب تهران مجاني ميشود. تشكيل بنياد مستضعفان به دستور شوراي انقلاب براي شناسايي و ضبط اموال خانواده پهلوي از ديگر اقدامات صورت گرفته در اسفند 57 بود. امام خميني در آستانه ترك تهران به قم اعلاميهاي صادر كردند در بند 3 اين اعلاميه آمده است: 3-من به دولت راجع به مجاني كردن آب و برق و بعضي چيزهاي ديگر فعلاً براي طبقات كم بضاعتي كه در اثر تبعيضات خانمان برانداز رژيم شاهنشاهي دچار محروميت شدهاند و با بر پايي حكومت اسلامي به اميد خدا اين محروميتها بر طرف خواهد شد، سفارش اكيد نمودم كه عمل خواهد شد. براساس تصميم هيأت دولت حقوق نخست وزير از 90 هزار تومان در ماه به 15 هزار تومان تقليل يافت. حقوق وزيران نيز در همين حد تثبيت شد. بعضي از وزيران اعلام كردند كه از دريافت اين رقم نيز خودداري ميكنند و فقط بين 5 تا 7 هزار تومان دريافت خواهند كرد. در فروردين 58، امام خميني در ملاقات با پاسداران انقلاب گفتند: در جمهوري اسلامي تحصيل و معالجه رايگان خواهد شد. همچنين امام در ديدار با پزشكان قم گفتند: معالجه بيمار همانند تحصيل به صورت رايگان براي مردم انجام خواهد شد و اين خواست همه ماست و بدون شك دولت در اولين فرصت در اين زمينه اقدام خواهد كرد. دكتر كاظم سامي وزير بهداري و بهزيستي در ارديبهشت 58 اعلام داشت كه بهداشت و درمان در كشور ملي ميشود. آيت الله خسروشاهي كه مسئول بنياد مسكن انقلاب شده است در مرداد 58 اعلام داشت كه در تهران 90 هزار خانه خالي وجود دارد كه در اختيار مستضعفان قرار ميگيرد. وي در عين حال گفت: آمار خانههاي خالي تهران تهيه شده و 10 هزار خانه گارد جاويدان نيز در لويزان آماده تحويل است با اين اعلام، مردم زيادي از سراسر كشور به سوي تهران به راه افتادند. وزير مسكن و شهرسازي اعلام داشت، متقاضيان زمين تا پايان سال مالك ميشوند و چند سال ديگر همه مالك زمين خواهند بود. اين اعلام نيز عدهاي را به سوي تهران فرا خواند. چندي بعد آيت الله خسروشاهي بار ديگر خبر داد كه 200 هزار خانه خالي در تهران شناسايي شده و به زودي به مردم داده ميشود. وي گفت 70 هزار خانه خالي هم هست كه هنوز شناسايي نشده است. وزير مسكن و شهرسازي در سيمنار مسائل اقتصادي گفت: تا 6 سال ديگر هيچ كس در هيچ جا مالك قطعي زمين نخواهد بود. وي گفت: تا به حال 90 درصد مشكل مسكن از بين رفته است و اميدواريم در سالهاي بعد مسألهاي به نام مشكل مسكن در كشور وجود نداشته باشد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 1:6 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
از مجموعههاي تلويزيوني امسال فقط مرد دو هزار چهره و افسانه جمونگ را ديدم. طنز مديري مثل هميشه چند لايه و با نگاه به روابط اجتماعي موجود در جامعه ايران بود. مديري توانست تا حدودي نقش جامعه در مجرم سازي را به تصوير كشد و به برخي مناسبات فاسد اشاره كند. يكي از جذابترين صحنههاي اين مجموعه براي من آنجا بود كه شصتچي در مجالس مختلف داستان دادگاه خود را نقل ميكرد و مردم ميخنديدند! مديري به زيركي نشان داد كه جامعهي ايراني با شنيدن مسائلي مانند مجرم شدن مسعود شصتچي نه تنها عبرت نگرفت بلكه با تمسخر از كنار آن گذشت!! ناگفته نماند خيلي وقتها هم از كارهاي مديري و جهتگيريهاي تابلوي سياسي او به نفع قدرت و ثروت و تبديل كارش به يك مجموعه آگهي بازرگاني مبتذل حالم به هم ميخورد.
مجموعههاي كرهاي هم كه در حال فتح خانههاي ما هستند! جالب اينكه بيشترين مشتريان اين داستانها بانوان ايراني هستند و با توجه به نقش پررنگي كه زنان در اين سريالها برعهده دارند هيچ جاي تعجب ندارد. به جاي داستانهاي تاريخي جذاب درباره شاهان گذشتهي ايران زمين، مردم ما با افسانههاي شرقي و غربي بيشتر آشنا هستند و با اين سياستهاي فرهنگي، طبيعي است كه بچههاي ايراني رابينهود و جومونگ را بيشتر از سياوش و لطفعلي خان زند ميشناسند.
و اما برنامههاي سال تحويل تلويزيون حال مرا گرفت! نه حسي نه شوري نه هنري نه معنويتي! از پخش مصاحبه با خانم هان!!!! قبل از سال تحويل نيز اصلن خوشم نيامد. اجراهاي زندهي خواجه اميري و اصفهاني قابل تقدير بود و غير از اينها چند چهرهي ..... از اين شبكه به آن شبكه در تردد بودند. براستي چرا سلحشور يا جواد فروغي يا سيد محمد حسين طباطبايي يا حسام الدين سراج يا چهرههاي ماندگار در اين برنامهها نيستند؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 17 فروردین1388ساعت 1:8 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
ميخواستم دربارهي اقتصاد در سال ۸۸ مطلبي بنويسم كه ديدم استاد نيلي به خوبي اين كار را انجام دادهاند، اصل مطلب را اينجا و خلاصه آن را در زير تقديم ميكنم:
1- بحران مالی جهانی
..... آنگونه که از شواهد و تحلیلها پیداست، توقف بحران و رفع رکود، به این سادگیها میسر نیست و لذا میتوان انتظار داشت که پیامدهای شرایط جدید جهانی، تا مدتی گریبان اقتصاد ما را رها نکند. حال که چنین است میتوان به این سوال پرداخت که کانالهای انتقال اثرات به اقتصاد کشور کدامند؟ مسلماً اولین و مهمترین کانال، قیمتهای جهانی نفت خام است که تراز پرداختها و بودجة عمومی را تحت تأثیر قرار میدهد. با فشار آمدن بر منابع ارزی کشور، امکان واردات محدود میشود که این محدودیت یا به صورت اداری بر نظام تجاری، در قالب بازگشت به نظام سهمیهبندی ارزی، تحمیل میشود و یا از طریق افزایش نرخ ارز بروز میکند. از سوی دیگر، کاهش قیمت نفت درآمدهای بودجه را تحتتأثیر قرار داده و منابع آن را کم میکند.
2- آثار سیاستهای اقتصادی سالهای اخیر
قیمتهای جهانی نفت خام از سال 1378، با شیبی ملایم شروع به افزایش کرد. اما شتاب افزایشی، از سال 1383 شدت گرفت و در نتیجة آن، کشورهای صادرکنندة نفت از جمله کشور ما، با یک انفجار درآمدی مواجه شدند. این انفجار درآمدی به دنبال خود تقاضایی سنگین اجتماعی را ایجاد کرد و مهمترین محور در این تقاضا، نوعی نمود عینی پیداکردن بهبود بازار نفت در زندگی روزمرة مردم بود. همزمانی این تحول با انتخابات ریاست جمهوری نهم، منجر به آن شد که فضای انتخاباتی به عرصة رقابت برای دادن امتیازات بیشتر به مردم تبدیل شود و مردم، در این رقابت، به کسی رأی دادند که وعدة رساندن نفت به نزدیکترین فاصلة ممکن یعنی سفرههای آنان را داده بود. رؤسای دولتهای قبلی، همواره وقتی با درخواستهای متعدد برای رفع نیازها برخورد میکردند، به طور طبیعی با این سوال مواجه میشدند که "از کجا بیاوریم؟". اما در شرایط وفور منابع نفتی، این سوال، موضوعیت خود را دست داد و برعکس، رقابت بر سر خرجکردن شکل گرفت. دولتمردان جدید، در اولین تجربة مدیریتی خود در این سطح، وقتی با انبوهی از نیازها در سرتاسر کشور مواجه میشدند و خزانة مملو از ارز حاصل صادرات نفت را هم مشاهده میکردند، بنظرشان میرسید که میتوان ظرف مدتی کوتاه، کمبودها را برطرف کرد و محرومیت را از کشور زدود.
لذا علیرغم هشدارهای مکرّر مبنی بر وقوع بیماری هلندی و آثار ناشی از آن، بودجة سال 1384، بیباکانه با یک متمم افزایش یافت و بودجة سال 1385 نیز در همین راستا بیش از 50 درصد، رشد کرد.
تأمین ریال برای بودجههای افزایش یافته، تنها از طریق افزایش فروش ارز به بانک مرکزی میتوانست صورت گیرد و بانک مرکزی نیز، بخشی از ارزهای خریداری شده را به واردکنندگان و تجار میفروخت و بخشی را نیز در نزد خود نگه میداشت. آنچه که به تجار فروخته میشد، صرف واردات میگردید و آنچه در بانک مرکزی میماند، پایه پولی را افزایش می داد که متعاقب آن بر حجم نقدینگی افزوده میشد. لذا حاصل سیاستهای اعمال شده رشد قابل توجه حجم نقدینگی (درحد 40 درصد در سال) و رشد بالای واردات، در نتیجة رشد شدید بودجة سالانه بود.
همزمان با رشد زیاد بودجه که پیامدهای آن افزایش رشد نقدینگی و واردات بود، سه اتفاق مهم دیگر نیز روی داد. اول، قیمت انرژی، براساس مصوبة مجلس هفتم، تثبیت شد. این در حالی است که تورم همچنان دو رقمی بود. نتیجة این تصمیم آن بود که قیمت نسبی انرژی بسیار پایین آمد. مصرف انرژی به شدت افزایش یافت، در حالی که در نتیجة عدم سودآوری، سرمایهگذاری در بخش انرژی با کاهش مواجه شد. راهحل مشکل برای گذران امور جاری و نه سرمایهگذاری، برداشت از حساب ذخیرة ارزی برای کمک به شرکتهای تولیدکنندة انرژی بود. لذا وابستگی بودجه به نفت افزایش پیدا کرد، سلامتی مردم به خاطر آلودگی زیاد هوا در نتیجة مصرف بسیار زیاد انرژی با مخاطره مواجه شد و کشور وارد یک دورة دشوار کمبود انرژی گردید.
دوم، در نتیجة عرضة زیاد ارز حاصل از صادرات نفت به بازار، نرخ ارز تثبیت شد. تثبیت نرخ ارز در شرایطی صورت میگرفت که تورم، در نتیجة رشد زیاد حجم نقدینگی از سال 1385 شروع به افزایش کرده بود. افزایش نرخ تورم در کنار تثبیت نرخ ارز همراه با واردات زیاد، رقابتپذیری محصولات داخلی را به شدت کاهش داد و بسیاری از تولیدات داخلی توجیه اقتصادی خود را از دست دادند. واردات با سرعت جایگزین تولید داخلی شد که حاصل آن کند شدن رشد سرمایهگذاری بود.
سوم، نرخ سود تسهیلات، براساس تحلیلی اشتباه از دلایل تورم، که ریشة مشترک در نوع رویکرد به قیمت انرژی داشت، کاهش یافت و باعث شد که از یک طرف رشد سپردهگذاری در بانکها کم شود و از طرف دیگر، تقاضا برای دریافت تسهیلات افزایش پیدا کند. نتیجة این عدم تعادل کاملاً روشن است، مواجه شدن بانکها با کمبود منابع و رویآوردن به بانک مرکزی برای دریافت منابع جدید. به طور طبیعی، استقراض بانکها از بانک مرکزی به معنی افزایش پایة پولی است که به شدت افزایش پایة پولی در نتیجة انباشت داراییهای خارجی ناشی از فروش ارز نفتی توسط دولت به بانک مرکزی، میافزود و تورم را افزایش میداد.
کاهش نرخ سود تسهیلات در کنار رکود سنگین بازار بورس و ثابت نگاه داشته شدن نرخ ارز، منجر به آن شد که بخش اصلی فشار تقاضای ایجاد شده در نتیجة رشد بالای حجم نقدینگی، به بازار مسکن منتقل شود و لذا در سال 1386، قیمت مسکن، رشدی کم سابقه را تجربه کرد. حباب بازار مسکن در سال 1386، باعث شد تا آنان که صاحب سرمایه بودند، با انگیزة سوداگری، رو به خرید خانه بیاورند. هر افزایش جدید، انگیزهای جدید را نیز در پی میآورد و قیمت را باز هم افزایش میداد. آنان که فاقد مسکن بودند و به دنبال تأمین مسکن، نه از سر سوداگری، بلکه برای تأمین سرپناه، به تدریج تحقق این خواسته را دشوار و دشوارتر مییافتند. فاصلة عظیم ایجاد شده بین ارزش دارایی صاحبان ثروت با نادارها، سال 1386 را به یکی از بدترین سالها به لحاظ توزیع ثروت در کشور تبدیل کرد. در پاسخ به افزایش شدید قیمت مسکن، سرمایهگذاری در این بخش افزایش یافت. طوری که عدد رشد ناچیز 3 درصدی سرمایهگذاری سال 1385، به 6 درصد در سال 1386 ارتقاء یافت. اقتصاد ایران در سالهای 1385 و 1386، تمام علایم بالینی بیماری هلندی را از خود به نمایش میگذاشت. پیشبینیهای بعمل آمده از جانب نگارنده در سال 1384 ، البته با کمال تأسف، به طور کامل تحقق یافت.
هر چند قیمت نفت در سال 1386 و نیمة اول سال 1387، همچنان آهنگ صعودی داشت، اما از آنجا که اثرات منفی ثابت نگاهداشته شدن نرخ ارز و قیمت انرژی و پایین آوردن نرخ سود تسهیلات، بر وفور منابع غلبه میکرد، آثار وفور منابع، هر چه کمتر در اقتصاد ظاهر میشد. کمکم، سرخی موقتی زیر پوست سالهای 1384 و 1385 رنگ میباخت و چهرة تکیده و زرد بیمار نمایانتر میشد.
از اواسط سال 1386، بانک مرکزی، در حدود اختیارات خود، بر جزیی از پایة پولی که به رابطة بین بانک مرکزی و بانکهای تجاری مربوط میشد، مهار زد و رشد آن را متوقف کرد. از سوی دیگر، انتشار چک پول توسط بانکهای تجاری را نیز ممنوع کرده و آنها را وادار ساخت تا از چک پولهای منتشر شده توسط بانک مرکزی خریداری کنند. همزمان با این اقدام، افزایش داراییهای خارجی بانک مرکزی نیز متوقف شد. لذا، به یکباره، رشد حجم نقدینگی با یک شوک منفی بزرگ در سال جاری مواجه شد. کاهش شدید رشد نقدینگی، همراه با تثبیت نرخ پایین بهره و نرخ افزایشیابندة تورم، بانکها را با مشکل جدی کمبود منابع مواجه کرد. حاصل آن بود که بانکها در حاشیه خطر قرار گرفتند و تحرک ایجاد شده در بخش مسکن نیز متوقف شد. برآوردهای نگارنده براساس رشد منفی قابل توجه بودجه عمرانی و رکود بخش مسکن و کندی قابل توجه فعالیت در بخش صنعت، در کنار خشکسالی کشاورزی، نرخ رشد منفی سرمایهگذاری ثابت ناخالص داخلی در سال 1387 و رشدی بسیار پایین (در حدود 4 درصد) برای کل اقتصاد است.
در مجموع، طی سالهای اخیر، بخش مخارج اقتصاد شامل مخارج دولت، واردات، مصرف انرژی و مصرف خصوصی، با اتکاء به درآمدهای موقتی نفت، با ثباتی زیاد افزایش یافت. افزایشهایی که سطوحی از مصرف را رقم زده که کاهش آن بسیار دشوار به نظر میرسد. اینک با کاهش قابل توجه قیمت نفت، بودجة دولت با کسری زیاد مواجه شده، تراز پرداختها نه تنها بخش بزرگی از درآمدهای نفتی، بلکه بخش بزرگی از صادرات غیرنفتی را هم که عملاً وابسته به نفت بوده، از دست داده است. انرژی بیمهابا رشد میکند در حالی که تولیدی در کار نیست و لذا تراز انرژی منفی است. بانکها با کمبود شدید منابع مواجهند و تولید در رکود بسر میبرد. اقتصادِ کم رمقِ ایران که یک چرخة رونق نفتی را پشت سر گذاشته اینک میخواهد دوران سخت پیشرو را تجربه کند.
3- تحریم تجاری و مالی
.... طی سالهای اخیر، تحریم در هر دو بُعد کشور- کالا، گسترش یافته است. تعداد کشورهای تحریمکننده و تنوع کالاهای مورد تحریم، افزایش یافته است. از آنجا که تولید، در بسیاری از حوزهها، وابسته به محصولات وارداتی است، طبیعتاً اثرات این پدیده میتواند قابل توجه باشد. از سوی دیگر، با توجه به گسترش چشمگیر تکنولوژی اطلاعات و در نتیجه فراهم شدن امکان اعمال کنترل بر مبادلات مالی، تحریم، وقتی نظامهای مالی شامل بانکها و بیمهها را در بر میگیرد، دارای اثرات بیشتری خواهد بود.
4- انتخابات
......کشور ما در سال آینده، قرار است یکی دیگر از این انتخاباتها را تجربه کند. نگارنده بر آن نیست که وجه سیاسی انتخابات را مورد تحلیل قرار دهد. بلکه برآنیم که به تحلیل اثر انتخابات بر شرایط اقتصادی کشور در سال آینده بپردازیم. اولین عامل اثرگذار بر شرایط اقتصادی سال آینده، عدم قطعیت طبیعی حاکم بر فضای انتخابات است. در فضای انتخاباتی، هر چه فاصلة بین گرایشهای رقیب بیشتر باشد، عدم قطعیت انتخاباتی، اثرات کند کنندة بیشتری بر فعالیتهای اقتصادی خواهد داشت. با توجه به رویکردهای خاص دولت موجود به سیاستگذاری، فاصلة میان گرایشها در این انتخابات بسیار خواهد بود.
از سوی دیگر، درست در شرایطی که به دلیل اثرات بحران مالی جهانی و تلاقی آن با مسائل بودجه، واردات و صادرات، نظام بانکی و ... ، نظام تصمیمگیری نیازمند انسجام هر چه بیشتر و تدبیر امور با دیدی حداقل میان مدت است، فضای انتخاباتی، افق تصمیمگیری را به بازة کمتر از چند ماه کاهش داده است. میزان دقت بکار گرفته شده در تنظیم بودجة سال آینده، چگونگی اتخاذ تصمیم در مورد میزان واردات در چند ماه آینده و میزان اهمیتی که تصمیمگیرنده به بکارگیری ارز محدود موجود برای پایین نگاهداشتن قیمتها در ماههای آینده، نسبت به ثبات اقتصادی کل سال 1388، قائل است همگی در زمرة آثار و تبعات انتخابات بر شرایط اقتصادی در سال آینده قرار میگیرند.
به راستی چرا در کشور ما، برنامهای برای مقابله با آثار بحران مالی جهانی تهیه نشده و نمیشود. آیا به این دلیل نیست که افق زمانی تصمیمگیری هرچه میگذرد به واحد حتی کمتر از چند ماه کاهش پیدا میکند؟
5- اصلاح قیمت حاملهای انرژی
...... سیاستگذاران، نرخ ارز پایین، سطح نازل قیمتها و نرخ سود بانکی صفر را آرزو میکنند، اما اقدامات و سیاستهایی را که اتخاذ میکنند در تعارض با این اهداف قرار دارد. دولتها در پایان عمرشان به جمعبندی میرسند که قیمت انرژی را اصلاح کنند اما مجالس قانونگذاری در عمل همواره با آن مخالفت کردهاند. یک تفاوت عمده در سال 1388 وجود دارد که حائز اهمیت است و آن اینکه، فشار بودجه، اصلاح "قابل توجه" قیمت انرژی را اجتنابناپذیر کرده است. بنابراین به نظر میرسد که در سال آینده، افزایشهایی در مقیاس چند صد درصد را در قیمت برخی حاملهای انرژی شاهد باشیم. نکتة اصلی و بسیار مهم آنست که ضمن اینکه این تغییر اجتنابناپذیر است، اما اگر همراه (و یا به عبارت صحیحتر پس از) اصلاح نرخ ارز و نرخ سود بانکی نباشد، ما را با شرایطی بسیار پیچیده مواجه خواهد کرد.
جمعبندی
نگارندة این سطور، سالهای بسیار سخت (و شاید سختترین سالها) را از نزدیک در عرصة سیاستگذاری مشاهده کرده است. سال 1367، دو مولفة: شرایط جنگی و قیمتهای پایین نفت با یکدیگر تلاقی کردند و دیدیم که دشواریهای زیادی به اقتصاد و سیاست تحمیل شد. سال 1377، دو مولفة رکود اقتصادی آغاز شده از سال 1375 با قیمتهای پایین نفت با یکدیگر تلاقی کردند و شرایط دشواری را ایجاد کردند. اما اینک در سال 1387، پنج مولفه ذکر شده در صدر مقاله همزمان اقتصاد کشور را بطور جدّی مورد تهدید قرار دادهاند. در صورتی که نگاهی همه جانبهنگر و علمی بر اقتصاد حاکم نباشد، سال آینده و سالِ پس از آن، میتواند بسیار سختتر از سالهای سخت گذشته باشد. آیا اهمیت دشواری محتمل پیشرو به درستی درک شده و جایی کسی به این موضوع فکر میکند؟
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 11 فروردین1388ساعت 11:44 قبل از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
سال نو مبارك!
عيد امسال علاوه بر ديد و بازديد سري به بيستون زديم. انصافن كه عظمتي خيرهكننده در نقشهاي چندهزار ساله وجود دارد.
كتيبهي داريوش مهمترين سنگ نوشته در جهان و رمزگشاي خط ميخي است. ديدار فاميل هم براي من كه در طول سال فرصت كمي براي اين جور كارها دارم لذت بخش بود. سنتهاي ايراني از چارشنبه سوري و خانهتكاني گرفته تا هفت سين و سال تحويل و حاجي فيروز و عمو نوروز و عيدي دادن و ديد و بازديد و آجيل و شيريني خانگي و ...... خيلي زيباست. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 10 فروردین1388ساعت 12:5 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
قاعدتا دولت از ارائه لايحهاي با عنوان «هدفمندسازي يارانهها» بايد به دنبال «هدفمندسازي يارانهها» باشد، اما با مطالعهي متن لايحهي ارائه شده تنها چيزي كه ديده نميشود هدفمندسازي يارانههاست! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 19 اسفند1387ساعت 11:37 قبل از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
يارانه انرژي در ايران يكي از مباحث چالشبرانگيز در سالهاي اخير بوده است. برخي اعتقاد دارند علاوه بر يارانه آشكار يعني پرداختيهاي دولت بابت انرژي، يارانه ضمني نيز وجود دارد. يعني اگر ارزش نفت خام و گاز طبيعي مصرف شده در داخل كشور بر اساس قيمت صادراتي محاسبه شود، اين ارزش، يارانه ضمني است كه دولت به مردم ميپردازد. اين گروه، هزينه فرصت را مبناي محاسبات خود قرار ميدهند. اما برخي ديگر اعتقاد دارند كه يارانه انرژي فقط يارانه آشكار است و يارانهاي به مفهوم يارانه ضمني وجود ندارد. زيرا وجوه مربوط به نفت خام و گاز از خود مردم است و دولت بين آنها توزيع ميكند و فقط اگر قيمت پايينتر از هزينه توليد و توزيع باشد يارانهاي آن هم به صورت آشكار پرداخت ميشود. در اين مقاله، فارغ از مباني اين اختلاف نظرها، مقدار يارانه آشكار و ضمني محاسبه شده است. اگر يارانه انرژي در ايران به دو نوع آشكار و ضمني تقسيم شود تعريف هر كدام به اين صورت است كه يارانه آشكار انرژي، مبالغي است كه به طور واقعي بابت كاهش قيمت عرضة حاملهاي انرژي در داخل كشور پرداخت ميشود. يارانه ضمني انرژي، ارزش واقعي نفت خام و گاز طبيعي مصرف شده در داخل كشور بر اساس قيمت صادراتي آنهاست. يارانه آشكار انرژي از دو بخش تشكيل شده است: اول، مبالغي كه بابت قسمتي از مابه التفاوت قيمت آزاد و قيمت فروش داخلي حاملهاي انرژي به شركتهاي توليد و توزيعكننده انرژي پرداخت ميشود. دوم، مبالغي كه براي واردات فراوردههاي نفتي و توزيع آنها در داخل كشور به قيمتهاي تكليفي اختصاص مييابد. قوانيني كه وجوه مختلف رابطه شركت ملي نفت و شركت ملي گاز با دولت را تعيين ميكند در محاسبات مربوط يارانه آشكار و ضمني انرژي بسيار تعيينكننده هستند. به همين منظور در قسمت اول اين مقاله، سير تحولات اين قوانين از اول انقلاب اسلامي تاكنون بحث شده است. از ابتداي برنامه چهارم توسعه كه رابطه مالي دولت و شركت ملي نفت در قالب تبصره و احكام بودجه سنواتي تعريف شد، مقرر شد كه مانده مابهالتفاوت قيمت آزاد و قيمت فروش تكليفي فراوردههاي نفتي و برق در داخل كشور، از حساب ذخيره ارزي برداشت و به شركتهاي پالايش و پخش، گاز و توانير پرداخت شود. واردات بنزين و نفتگاز نيز به صورت معاوضه نفت خام و فراورده هاي نفتي با بنزين و نفتگاز صورت ميگيرد. بر اين مبنا، محاسبات انجام شده در قسمت دوم مقاله نشان ميدهد كه عملكرد يارانه آشكار انرژي در سال 1384 معادل 54 هزار ميليارد ريال، در سال 1385، حدود 69 هزار ميليارد ريال و در سال 1386، حدود 95 هزار ميليارد ريال بوده است. در سال 1387، اين رقم حدود 113 هزار ميليارد ريال خواهد بود. مقررات وضع شده در سالهاي 1384 به بعد در قوانين بودجه درباره نفت و گاز، سهم دولت و شركتهاي ملي نفت و گاز از درآمدهاي نفت خام و گاز طبيعي را تعيين و تخفيفهايي نيز براي فروش داخلي نفت خام و گاز طبيعي در نظر گرفته است. در اين مقاله بدون توجه به اين سهمها، ارزش صادراتي نفت خام و گاز طبيعي مصرف شده در داخل به عنوان يارانه ضمني محسوب شد. بر اين اساس، يارانه ضمني انرژي از مجموع يارانه ضمني نفت خام و گاز طبيعي محاسبه شده است. محاسبات قسمت سوم مقاله نشان ميدهد يارانه ضمني در سالهاي 1384 تا 1386، به ترتيب 319 هزار ميليارد ريال، 384 هزار ميليارد ريال، 505 هزار ميليارد ريال بود و در سال 1387، حدود 547 هزار ميليارد ريال براورد ميشود. متن کامل در ادامه ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 11 اسفند1387ساعت 3:4 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
با شنیدن خبر پرتاب ماهوارهی امید به فضا من نیز به عنوان یک ایرانیِ مسلمانِ محب اهل بیتِ پیامبر، وفادار به انقلاب اسلامی، احساس غرور کردم و به خود بالیدم. هر چند در ایران عزیز ما چیزهای امیدآفرین زیادی وجود دارد اما در این یادداشت از آنها صرفنظر میکنم و میگویم: در کشوری که در پایتخت آن در بسیاری از ساعات در خیابانهای آن نمیتوان حرکت کرد؛ و در بسیاری از روزها نمیتوان در آن نفس کشید؛ و در بسیاری از بیمارستانهای دولتی آن وقتی وارد میشوی امیدی به سالم خارج شدن نداری؛ و در آن خودروهایی ساخته میشود که وقتی سوار آن میشوی امیدی به سالم ماندن نداری؛ و در سازمان متولی احقاق حق آن در بسیاری اوقات امیدی به احقاق حق نداری؛ و وقتی مالت را دزدیدن امیدی به پیداکردن آن نداری؛ و در کشوری که جوانان آن محکوم قانون جبارانه و امیدبربادده سربازی اجباریند و ...... با شنیدن خبر پرتاب ماهواره و یا غنیسازی اورانیم امیدی در دلم برافروخته نمیشود! شاید دل من عیبی پیدا کرده باشد؟ و شاید ..... البته واضح است که این موفقیتهای علمی به برکت انقلاب اسلامی و بازشدن بندها و زنجیرهای استبداد و وابستگی نصیب ایرانیان شده است، اما این سوال پیش میآید که مسوولان جامعه، این استعدادها و منابع کمیاب را به کدامین سمت هدایت میکنند؟ و به کدامین نیازها تخصیص میدهند؟ چگونه است، کشوری که ماهواره هوا میکند و اورانیم غنی میسازد، نمیتواند مساله حمل و نقل تهران را حل کند؟ چگونه است که ما در فناوری استخراج و پالایش نفت و گاز که حیات و ممات کشور ما وابسته به آن شده است حرفی برای گفتن نداریم؟ در صنعت نفت و گاز که میتواند محور توسعه صنعتی ما باشد و با رشد آن همهی صنعت کشور به حرکت درمیآید چه جایگاهی در دنیا داریم؟ اصولن استراتژی توسعه صنعتی ما بر اساس گسترش و تعمیق کدام رشتهی صنعتی پایهگذاری شده است؟ نقشهی توسعه صنعتی کشور، کارمحور است یا سرمایهمحور؟ و .....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 10:23 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
نويسنده در صفحه ۲۴۱ كتاب مينويسد:
همانگونه كه در سطح ملي، قدرت عامل به وجود آورندهي نابرابري است و بيشترين سهم مازاد اقتصادي در جوامع فاقد دموكراسي به قدرتمندان تعلق دارد، در سطح بينالملي نيز بيشترين سهم مازاد اقتصادي جهان به كشورهاي قدرتمند اختصاص مييابد. همانگونه كه در سطح ملي، در كشورهاي فاقد دموكراسي حاكمان با تظاهر به كوشش در جهت تامين منافع ملي به پايدارسازي قدرت به چنگ آمده براي كسب منافع اقتصادي شخصي و گروه خودي مبادرت ميورزند، در سطح جهاني نيز كشورهاي صنعتي شده با تظاهر به طرفداري از حقوق بشر، دموكراسي و ليبراليسم، هدف كسب منافع اقتصادي بيشتر را دنبال ميكنند. همانگونه كه در سطح ملي از ناآگاهي تودهها به نفع حاكمان بهرهبرداري ميشود و با ترويج دموكراسي عوامزده از تودههايي كه نادانسته بر ضد منافع خود بسيج ميشوند براي كسب منافع اقتصادي سوء استفاده ميشود، در سطح جهاني نيز قدرتها با توسل به صنعت، فرهنگ و تحريك كشورهاي ضعيف به اقدام بر ضد منافع ملي خود، در پي كسب منافع اقتصادي بيشتر و تحميل مبادله نابرابر به كشورهاي ضعيف هستند. نويسنده در توصيف دموكراسي عوامزده بيان مي كند: دموكراسي عوامزده صفت آن دسته از نظامهاي سياسي است كه با تكيه بر بسيج تودههاي ناآگاه و با تحريك مردم همان اهداف حكومتهاي استبدادي پيگيري ميشود. در اين نوع نظامها تودهها به عنوان ابزاري براي سركوب هرگونه مخالفت جدي با حاكمان به كار گرفته ميشوند و حتا در موقع لزوم به صورت نيروي شبه نظامي مسلح وارد عمل ميشوند. همهي ظواهر دموكراسي از قبيل انتخابات و پارلمان و نظاير اينها در اين نوع نظامها به شكل صوري و تهي شده از محتوا وجود دارد و وسائل ارتباط جمعي در اختيار گروه حاكم است. در راستاي تامين منافع مادي حاكمان، انواع انسداد اجتماعي در جامعه برقرار بوده و نابرابري اجتماعي به صورتي تشديدشونده حضور دارد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 3:36 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
ايدهي اصلي اين كتاب بيان علل همزماني توسعه و تشديد نابرابري در بسياري از كشورهاي موسوم به در حال توسعه است. نويسنده كتاب هدف خود را تحريك تفكر درباره ابعاد توزيع نابرابر قدرت و آثار بازدارندهي آن بر فرايند توسعه ميداند و مينويسد: تجربهي جهاني نشان مي دهد كه توسعه واقعي هرگز از طريق فشار از بالا محقق نخواهد شد. اين حكومتها نيستند كه توسعه را محقق ميكنند؛ بلكه توسعه به دست مردمي محقق مي شود كه شايستگي و بلوغ لازم براي نيل به توسعه را پيدا كرده باشند. از نشانههاي ضروري اين بلوغ، صرف نظر از آمادگي پذيرش مسووليت كار جدي و سازنده، نهادينه شدن نقادي قدرت و درك ضرورت مهار كردن قدرت است. فرايند توسعه فقط آنجا كه با استقرار يك دموكراسي واقعي يعني درك عميق، درست و نهادي شدهاي از خردمداري و زورستيزي همراه بوده است، موفق به شكستن حلقههاي توسعه و نابرابري شده است. قدرت در همهي شكلهاي بروز آن، در پي بازتوليد و جاودانهسازي خود از طريق تقويتكنندههاي اقتصادي است. اين گرايش تبعيضجوي و برتري طلب قدرت، به ويژه در غياب دموكراسي، به شكل ويران كنندهاي تشديد مي شود. به همين دليل است كه فرايند توسعه در كشورهاي در حال توسعه كه با انباشت قدرت همراه است، از طريق افزودن بر فاصله ميان منزلتهاي اقتصادي كنشگران درگير در فرايند قدرت، به تشديد نابرابريها منجر مي شود. الگوهاي توسعه در كشورهاي توسعه نيافته هم موجب بهبود زندگي شده است و هم شكافها را افزايش داده است. الگوهاي توسعهي دولت مدار با ايجاد طبقه جديدي در چارچوب بروكراسي سياسي، نظام طبقاتي نويني را پايهگذاري كرده است كه با استفاده از امتيازات اداري به گسترش نابرابريهاي اجتماعي دامن زده است. اين الگوها بدون تربيت انسان شايسته توسعه، بدون نهادينهسازي دموكراسي و بدون گسترش حوزه عمومي و مشاركت مدني در پي توسعهاند كه نتيجه آن زائل ساختن همهي خصلتهاي كهن و بيثباتكردن همهي ارزشهاي مرسوم بدون توانايي جايگزينساختن خصلتهاي كارامد نوين است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 2:54 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
كتاب توسعه و نابرابري نوشتهي "محمد جواد زاهدي" را خواندم. اغلب فصول آن خلاصهاي است گويا از نظريات توسعه و نابرابري و سعي كرده نظريات و رويكردها را دستهبندي و معرفي نمايد. در اين كتاب با نظريات توسعهاي بائر، كلارك، روزنشتاين، هيرشمن، لوئيس، اسملسر، روستو، ميردال، فرانك و والرشتاين آشنا مي شويم. تفاوت رويكردها و الگوهاي توسعه را ميبينيم. سازمانهاي بين المللي مرتبط با توسعه را مي شناسيم. تفاوت مدلهاي جايگزيني واردات، انقلاب سبز، رشد صادرات مدار، رشد تحت راهبري دولت و تعديل ساختاري را در مي يابيم. نظريات ماركس، وبر، پارتو، گرهاردلنسكي، وسترگارد، پاركين و گيدنز دربارهي نابرابري را مي خوانيم. روشها و شاخصهاي سنجش نابرابري هاي اجتماعي و تفاوت رويكرد سنجش رفاه، رويكرد بررسي الگوي مصرف و تغذيه، رويكرد تعيين خط فقر و ارزيابي نابرابري بدون پيمايش خانوار را يادميگيريم. با شاخص توسعه انساني و دولت رفاه و تاثير جهاني شدن بر فرايند توسعه آشنا ميشويم. در جاي جاي كتاب پاورقيهاي مناسبي براي توضيح سياستهاي بكار رفته در كشور و تاثير نظريات روز بر آن سياستها ديده ميشود. به عنوان مثال در صفحه 88 كتاب تشكيل شركتهاي سهامي زراعي در ايران 6 سال پس از اصلاحات ارضي متاثر از آراء كلارك دانسته شده است. براي تاسيس اين شركت ها دهقاناني كه از طريق اصلاحات ارضي مالك زمين شده بودند موظف بودند كه حق استفاده مطلق و دائمي از اراضي خود را به شركت واگذار كنند. بر اين اساس تا سال 1357 در مجموع 93 شركت سهامي زراعي در 851 روستا و اغلب با زور تشكيل گرديد. پس از انقلاب اكثريت اين شركت ها بجز 5 واحد منحل شد. در صفحه 90، ايجاد سازمان برنامه و افزايش مستمر نقش دولت در ايجاد زيربناهاي لازم براي توسعه با اتكاء به عايدات نفتي و نيز تشويق مهاجرات شغلي كشاورزان براي تبديل شدن به كارگران صنعتي را متاثر از آراء روزنشتاين_ رودان ميداند. در صفحه ۹۲، ايجاد سازمان عمران قزوين و جيرفت و يا تخصيص اراضي زير سد دز در خوزستان به شركتها كشت و صنعت و ايجاد شهركهاي صنعتي قزوين، ساوه، اراك و اصفهان و .... تحت تاثير نظريات هيرشمن دانسته شده است. در صفحه ۹۵، اصلاحات اراضي و نيز آزاد شدن نيروي دهقاني از روستا براي كار در صنايع شهري را با الگوي لوئيس سازگار دانسته است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 6:3 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
همسر نازنينم پرسيد: اين اصلاحطلبي و اصولگرايي چيست؟
پاسخ دادم: اصلاحطلب يعني كسي كه خواستار تغيير در هرم قدرت حقيقي است و مي خواهد افراد بيشتر و متنوعتري را در قدرت حقيقي موجود در كشور مشاركت دهد. سمت چپ اين اصلاحطلبي، انقلابيگري است كه خواهان براندازي قدرت موجود و تغييرات اساسي در آن است. سمت راست اصلاحطلبي، محافظهكاري است كه خواهان حفظ قدرت موجود است. اما اصولگرايي در مقابل عملگرايي است. اصولگرايي يعني فرد در عمل سياسي خود ارزشها و اصولي دارد كه از آنها عدول نخواهد كرد. اما عملگرا جز كسب، حفظ و گسترش قدرت خود اصلي ندارد. پس به يك تقسيمبندي ششگانه ميرسيم. انقلابي اصولگرا، انقلابي عملگرا، اصلاحطلب اصولگرا، اصلاحطلب عملگرا، محافظهكار اصولگرا و محافظهكار عملگرا. تطبيق آدمها با اين تقسيم بندي ششگانه كار سختي است، ولي به نظر من ميتوان آقاي سيد محمد خاتمي را يك اصلاحطلب اصولگرا ناميد. همچنين ميتوان آقاي احمد توكلي يا آيت الله محمدرضا مهدوي كني را يك محافظهكار اصولگرا دانست. براي ساير شقوق خودتان مثال پيدا كنيد!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 29 دی1387ساعت 6:7 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
برای همدردی با همه کودکان غزه در عصری که جوانمردی رخت بربسته است:
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 27 دی1387ساعت 3:30 قبل از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| آرشیو موضوعی |
|
اقتصادی اجتماعی توسعه نفت و مسائل آن |
|
RSS
|