تبليغاتX
سلام
یادداشت‌های اقتصادی ، اجتماعی

در خبرها داشتیم که آقای برقعی ( مهندس سدساز) به ریاست سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور منصوب شده است. یاد خاطره‌ای از آقای دکتر درخشان افتادم. ایشان نقل می‌کرد که در حکومت محدرضا پهلوی دکتر پیرنیا- که به پدر علم اقتصاد در ایران مشهور و موسس دانشکده‌ی اقتصاد در سال۱۳۴۶ می‌باشد- یک سمت اقتصادی در دولت داشته است. با اعمال نفوذ شاه در تصمیم گیری های اقتصادی، دکتر پیرنیا از سمت خود استعفا می‌دهد. در یکی از برنامه‌های ملاقات شاه با رجال کشور ایشان نیز دعوت می‌شود. با توجه به روابط نزدیک خاندان پیرنیا و دربار او نیز دعوت را می‌پذیرد و راهی دربار می‌شود. در حین برنامه‌ی ملاقات هنگامی که شاه از مقابل صف مدعوین می‌گذشته چشمش به دکتر پیرنیا می‌افتد، می‌ایستد و خطاب به پیرنیا می‌گوید:" از آن موقع که اقتصاددانان را از تصمیم‌گیری اقتصادی به کنار گذاشتیم، اوضاع اقتصاد مملکت بهتر شده است!" دکتر پیرنیا پاسخ می‌دهد:"جوجه را آخر پاییز می‌شمارند قربان!"

در ادامه حیفم آمد مطلبی را که آقای دکتر ستاری‌فر نوشته شما نبینید.

سال 1385 مصادف است با 60 سالگی تولد و شکل گیری نهاد برنامه کشور (سازمان برنامه دیروزی و سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور امروزی). این سازمان تاکنون در فعالیت خود 30 نفر رئیس را به خود دیده است، روسایی که همگی مورد اعتماد رئیس دولت بوده اند. به جز مسوولیت دو نفر از این روسا که حدود 20 سال به طول کشیده در ظرف 40 سال این سازمان 28 رئیس داشته است، به سخن دیگر حدود هر 18 ماه یک رئیس!؛ 
نهاد برنامه کشور در این مدت 60 ساله نسبت به تدوین و اجرا و عملیات پنج برنامه توسعه در قبل از انقلاب و سه برنامه بعد از انقلاب مبادرت ورزیده است. چند برنامه توسعه نیز تا حد تدوین داشته است همچون برنامه ششم قبل از انقلاب و برنامه توسعه سال های 1362-66. 

... متاسفانه با رویکردهای کنونی دولت، حتی سند چشم انداز مصوب رهبری نیز به ورطه فراموشی سپرده و یا با یک رویکرد حداقلی و حاشیه ای در بودجه های 1384 و 1385 با آن برخورد
می‌شود در حالی که همین رویکرد حداقلی به موازین سند چشم انداز و برنامه چهارم نیز در رویکرد مصوبات استانی دولت محترم مشاهده نمی شود. به راستی چرا برنامه ریزی در کشور ما بدین گونه است. باید گفت که:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 آبان1385ساعت 4:28 بعد از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 

یکی از دوستان خوبم عکسی از پوسترهای توزیع شده در

راهپیمایی روز قدس فرستاد که در آن کلمه with  به اشتباه  whit

نوشته شده است!

 

در هنگامه جنگ لبنان نیز پوسترهایی چاپ شد که غلط‌های نحوی

زیادی در آن به چشم می‌خورد. به عنوان مثال جمله‌ی

 " نحن ابناءَُ حيدر" به غلط " نحن ابناءَ الحيدر" و یا

آیه‌ی " ان حزبَ الله هم الغالبون"

به اشتباه " ان حزبُ الله هم الغالبون" نوشته شده بود.

به نظر شما این بی دقتی‌ها نشانه‌ی چیست؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 آبان1385ساعت 10:49 قبل از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 
مطلبی که درباره‌ی وزارت تعاون نوشته بودم در سایت الف استفاده شد. برای دیدن آن تعاون تافته ای جدا بافته را نگاه کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 آبان1385ساعت 1:13 بعد از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 

همانطور که می دانیم برای تسهیل مبادلات در اقتصاد از ابزاری به نام پول استفاده می شود. زمانی پول رایج نمک و پوست و... بود و کم کم طلا و سایر فلزات بادوام وسیله‌ی مبادله شدند. در قرن ۲۰ با پیشرفت صنعتی جوامع  پول‌های کاغذی و اعتباری وارد عرصه‌ی مبادلات روزانه‌ی مردم شدند. نکته‌ی قابل توجه اینکه در همه‌ی جوامع واحد پولی  یکسانی برای شمارش وجود داشته است اما با گذشت هزاران سال از به کارگیری پول در جوامع هنوز در ایران واحد یکسانی برای پول وجود ندارد!

تقریبا همه‌ی ما عادت کره‌ایم که اعداد و ارقامی را که در رسانه‌های رسمی می‌بینیم یا می‌شنویم بلافاصله تبدیل کنیم و بگوییم:چند هزار ریال می‌شود اینقدر تومان!

فکر نمی‌کنم هیچ جامعه‌ای به جز ایران توان زندگی کردن با تعارضاتی که به نظر ما ساده اما از نگاه ناظر بیرونی گیج‌کننده و حیرت‌آور است داشته باشد.من که نشنیده و نه خوانده‌م که جامعه‌ای سال‌ها پول رایج در میان مردمش تومان و پول رسمی‌ا‌ش ریال باشد. اگر کسی همچنین جامعه‌ای سراغ دارد خیلی ممنون می‌شوم که معرفی کند. به راستی چرا در جامعه‌ی ایران این همه بین امور رسمی و آنچه در بین مردم رواج دارد فاصله است؟ این موضوع که واحد پولی رسمی ـ ریال ـ در بین مردم جایگاهی ندارد و نه کسی به دنبال عوض کردن آن است و نه صدای کسی درمی‌آید نشانه‌ی خوبی برای جامعه نیست. به نظر من این موضوع یکی از علائم بیماری‌های مزمن اجتماعی است که در جامعه‌ی ما وجود دارد.

به نظر می‌رسد تغییر واحد پول رسمی و تبدیل آن به واحد پول  مورد قبول مردم کار دشواری نباشد. برای شروع می‌توان از امروز تصویب کرد که واحد پول رسمی ایران تومان است ( و اضافه کرد که یک تومان ۱۰ ریال است) و از این به بعد همه‌ی ارقام رسمی به تومان گفته و نوشته شود. در مرحله‌ی بعد پول‌های جدیدی که چاپ می‌شود به تومان خواهد بود و به مرور زمان با فرسوده شدن پول‌های قدیمی، واحد پولی یکسانی در کشور رواج می‌یابد. با این پیشنهادِ مرحله‌ا‌ی هزینه‌ای نیز برای تغییر واحد پول نخواهیم پرداخت.  

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 آبان1385ساعت 10:51 قبل از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 

نطق حکیمانه و از سر دلسوزی استاد بزرگوار آقای دکتر سبحانی مرا واداشت تا چند پیشنهادی که چند وقتی بود به ذهنم رسیده را مطرح کنم.
به نظر می رسد ایده اصلاح قانون اساسی که در نطق ایشان به آن اشاره شده، ساز و کاری بلند مدت است که بعید به نظر می رسد به این زودیها نتیجه دهد. برای کوتاه مدت می توان با استفاده از
قابلیت های قانون اساسی فعلی بر مشکلات مورد اشاره ی آقای دکتر فائق آمد. چگونه؟
طراحان قانون اساسی برای مجمع تشخیص مصلحت نظام  وظایف و جایگاهی تعریف کرده اند که
می تواند مانع از انحراف دولتها و مجلسهای به قدرت رسیده از استراتژیهای بلندمدت کشور شود.

راه حل این است که شورای نگهبان قانون اساسی و شرع موظف شود آن دسته از مصوبات مجلس را که به تشخیص مجمع تشخیص مصلحت بر خلاف سیاستهای کلی نظام است، مغایر با قانون اساسی اعلام کند.
این کار نیز تنها از عهده مقام معظم رهبری بر می آید. به نظر می رسد دلسوزان نظام با تمرکز بر این ایده می توانند راه حلی کوتاه مدت برای بی ثباتی قانون گذاری پیدا کنند.

دوستانی که مایل به خواندن نطق آقای سبحانی هستند به اینجا مراجعه کنند

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 9:58 قبل از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 

 

برکناری وزیر تعاون و معرفی وزیر جدید تعاون به مجلس سبب شد بار دیگر موضوع وزارت تعاون مورد توجه قرار گیرد. به راستی آیا وجود وزارتخانه‌ای به نام تعاون ضروری است؟ مدافعان تشکیل وزارت تعاون معتقدند وجود یک وزارتخانه‌ی مستقل به نام تعاون سبب گسترش فعالیت‌های تعاونی در کشور شده و از فراموش شدن بخش مهم تعاون جلوگیری می‌شود. اما به نظر می‌رسد تشکیل وزارت تعاون سبب شده، بخش تعاونی در اقتصاد ایران از متن به حاشیه رانده شود و با توجیه اینکه وزارتی به نام تعاون وجود دارد سایر وزرا مسئولیتی در قبال بخش تعاونی بر عهده نگیرند. در حالیکه راه صحیح و اصولی گسترش و تقویت بخش تعاون در ایران این است که وزرای کلیدی دولت همانطور که خود را موظف به پیگیری امور مربوط به بخش های دولتی و خصوصی می دانند خود را در قبال گسترش و تقویت بخش تعاون مسئول بدانند. به عبارت دیگر آقای وزیر صنایع و معادن همانطور که خود را متولی بخش دولتی و خصوصی صنعت می داند خود به دنبال تقویت تولیدیهای صنعتی ـ تعاونی باشد. آقای وزیر اقتصاد خود به دنبال شکل گیری بانک تعاون باشد. آقای وزیر کشاورزی نقش اساسی در تشکیل تعاونی های کشاورزی داشته باشد.

برای گسترش بخش تعاونی در اقتصاد و گردآوری اطلاعات مربوط به این بخش نیز به جای یک وزارتخانه می توان دفتری یا شورایی عالی زیر نظر رئیس جمهور شکل داد که این وظایف را برعهده بگیرد.

 سوال اساسی این که مگر ما وزارتی به نام "وزارت خصوصی" یا "وزارت دولتی" داریم که وزارتی به نام تعاون داریم. به نظر می رسد تا وقتی که وزارت تعاون تافته ای جدا بافته از دولت به حساب بیاید راه به جایی نخواهد برد.  

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 9:52 قبل از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
آرشیو موضوعی
اقتصادی
اجتماعی
پیوندها
الف
مرکز تحلیل اخبار اقتصادی ایران
شبکه نخبگان و پژوهشگران
سیستم قوانین
دیکشنری آریان پور
فرهنگ لغت فارسي
دانشگاه‌های ایران
یک لیوان چای داغ
آينده
توسعه اقتصادی
اقتصاد
اقتصاد برای همه
اقتصاد خرد و بازارها
اقتصاد خودمونی
پایه‌های اندیشه اقتصادی
دست نوشته‌های اقتصادی
گذری بر اقتصاد
دین و اقتصاد
افق های نو در رشد و توسعه تفکر
جنبش نرم افزاری
مصطفي بشكار
اقتصاد ايران
كاتالاكسي
اكونوميست
نگاهی به مسائل روز اقتصادی
مصيبت منابع
انگشت به دهان
اقتصادي
نوشتارهایی در مورد علم اقتصاد
نگاه آزاد
مديريت طرحهاي عمراني و صنعتي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

Cellular Plans
Cell Phones