![]() |
![]() |
|
| یادداشتهای اقتصادی ، اجتماعی |
|
در پست قبلي به نظرات استاد سريع القلم اشاره شد و دو خصلت ضد توسعه در فرهنگ ايراني بيان شد. خصلت سوم) نگاه کوتاه مدت، پيامد منفي ديگري را هم کنار خودش دارد و آن اينكه علاقه مندي افراد به کار جمعي کاهش پيدا مي کند. چون به دنبال فرصت هاي فردي هستند. يعني از لحاظ خصلت هاي شخصيتي جامعه ما کلاً يک جامعه جمعي نيست. جامعه يي است که بين روابط فردي آن تنش و چالش بسياري وجود دارد. يعني شما اگر جامعه ژاپني را مطالعه کنيد، مي بينيد که علاقه يي وجود دارد به اينکه ببينيد مصلحت جمع چيست؟ اين هارموني جمع در نژاد زرد بسيار بالا است و بي دليل نيست که اقتصاد ژاپن حدود 17 درصد اقتصاد بين الملل است. بي دليل نيست که چيني ها دارند در اين مسير حرکت مي کنند. کلاً آسيا دارد يک قطب قدرت در جهان مي شود. به خاطر اينکه ميليون ها نفر دارند با هم کار مي کنند و همديگر را تقويت مي کنند. اگر بخواهيم ريشه يابي تاريخي بکنيم، علت اين مساله استبداد است چون در سيستم هاي استبدادي که ما قرن ها در ايران داشته ايم، يک فرد، يک شاه مهم بوده و بقيه هم صفر بوده اند. خصلت چهارم) يك خصلت مخرب ديگر، هيجان است . يک علاقه ويژه به کارهاي هيجاني داريم. دليل اول اين خصلت بيشتر اين است که جامعه هنوز در حد احساسات باقي مانده است. افراد فرصت پردازش منابع عقلي شان را هنوز پيدا نکرده اند. ما مي توانيم بگوييم که کوتاه مدت فکر کردن و هيجاني بودن دو روي يک سکه است. رضايت هاي کوتاه مدت دو هفته يي براي ما خيلي مهم تر است تا رضايت هاي 10 ساله و 15 ساله. به خاطر اينکه دو هفته آينده هيجانش خيلي بيشتر است تا 10 الي 15 سال آينده و اين هيجان مانع مي شود که ما بخواهيم با يکديگر کار کنيم و به آينده فکر کنيم و ارتباطات معقول داشته باشيم؛ ضمن اينکه انسان ها وقتي هيجاني باشند، نمي توانند رشد کنند. چه تعليمات اسلامي در کشور ما و چه ضرورت هاي توسعه هر دو ايجاب مي کند که ما به طرف عقلانيت برويم و انسان هاي عقل گرا تربيت کنيم. خصلت پنجم) ما آدم هاي ضعيف و مطيع را دوست داريم. اطاعت ديگران براي ما مهم است و اين امر خيلي قوي است. اين به خاطر آن خصلت هاي قديمي ايراني است. از اين جنبه ما هنوز وارد عصر جديد نشده ايم. به خاطر اينکه، در عصر جهاني شدن و در عصر نوين بين المللي شما با افراد توانمند کار مي کنيد، افراد توانمندند که رشد مي کنند. خصلت ششم) گمان من از روانشناسي ايراني بدين صورت است که ما از وجود و تداوم تناقض لذت مي بريم تا از انسجام و هارموني و ثبات. ما در شرايط انسجام و ثبات، حوصله مان سر مي رود. تداوم تنقاض براي ما هيجان به ارمغان دارد كه براي ما لذت بخش است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 26 آذر1386ساعت 1:20 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
به نظر استاد سريع القلم يکسري خصلت هايي در فرهنگ ايراني است كه موانع جدي براي پيشرفت و توسعه هستند. خصلت اول) فرهنگ ما فرهنگ رقابتي نيست. ما در منزل، در خانواده، در مدرسه، در جامعه و در صدا و سيما اصل رقابت در زندگي را نمي آموزيم، در حاليكه رقابت مهمترين وجه رشد يک جامعه است. به دلايل بسيار پيچيده انباشته شده تاريخي، ما ايرانيان حذف و تخريب را بيشتر به کار مي گيريم تا رقابت. يعني اگر قرار باشد ما رقيبي پيدا کنيم، به دنبال اين نيستيم که خودمان را تغيير بدهيم و بهبود پيدا کنيم و بتوانيم برتري خودمان را نسبت به رقيبان حفظ کنيم بلکه به دنبال اين هستيم که رقيب راضعيف تر از خودمان بکنيم. اين امر به قدري در جامعه عميق است که اصلاً ما نبايد به دنبال يک عامل خارجي براي توسعه نيافتگي ايران بگرديم. اين به خودي خود يک مساله جدي است. بي خود نبوده است که در ايران گفته اند شما بايد سعي کنيد ثروت تان، افکارتان و اعتقاد تان را مخفي نگه داريد. به خاطر اينکه اگر ديگران بدانند شما چه موقعيتي داريد، به دنبال تضعيف و تخريب شما خواهند بود. اين در تمام سطوح زندگي اجتماعي ما ميان دو مغازه دار، دو راننده، دو دانشگاهي، دو سياستمدار، دو هنرمند، دو کارگردان و دو هنرپيشه وجود دارد. در حالي که مثلاً شما در جامعه ژاپني اين را نمي بينيد. خصلت دوم) تعريف ما از زندگي خيلي کوتاه مدت است. من فکر مي کنم دليل اينکه کوتاه مدت هم هست، اين است که ما تلقي مان از زندگي خيلي مادي است. برخلاف ادعاهايي که مي کنيم خيلي مادي فکر مي کنيم؛ علاقه شديد ما به مال و سمت از اين جمله است. نزديک به يقين مي توانم بگويم که در هيچ جامعه يي در دنيا به اندازه ايران شيفتگي به سمت و پست و مقام وجود ندارد. اين به اين معني نيست که در کشورهاي ديگر اين مساله نيست بلكه شدت اين علاقه در ايران بسيار بالا است.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 21 آذر1386ساعت 4:50 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
از اینکه چند روز تاخیر شد معذرت می خواهم. از چهارشنبه دسترسی به اینترنت نداشتم.
با یک نگاه کلی می توان نگاه های متفاوتی را در عرصه توسعه تشخیص داد: الف ـ نگاه اقتصادی به راه توسعه در این دیدگاه برای رشد و توسعه، سیاستهایی اقتصادی مانند افزایش سرمایه گذاری، آزادسازی اقتصادی، خصوصی سازی و ... توصیه می شود در میان احزاب ایرانی در حزب کارگزاران سازندگی ايران اسلامي این نگاه پررنگ تر است. ب ـ نگاه سياسي به راه توسعه با نگاه سياسي به توسعه توصيه هايي مانند افزايش مشاركت شهروندان در سياست گذاري ها، تقويت دموكراسي نمايندگي، توسعه احزاب و مطبوعات و ... به راه كارهاي اصلي و مهم رسيدن به توسعه تبديل مي شوند. اين نگاه در احزابي مانند جبهه مشاركت ايران اسلامي وجه غالب دارد. ج ـ نگاه فرهنگي به راه توسعه با نگاه فرهنگي به توسعه راه رسيدن به توسعه جنبه اعتقادي پيدا مي كند. در احزابي مانند حزب موتلفه اسلامي مهمترين راه دستيابي به توسعه پيروي از احكام و قوانين اسلامي( با غلبه احكام فقهي) مي باشد. جريان هاي ديگري نيز با نگاه فرهنگي اما با اولويت هاي متفاوت وجود دارد كه در ميان متفكران ايراني دكتر سريع القلم يكي از برجسته ترين افرادي است كه نگاه فرهنگي به توسعه دارد. اين نگاه فرهنگي به توسعه ويژگي هايي دارد كه در پست بعد به آن اشاره مي كنم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 آذر1386ساعت 1:45 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
به گزارش ايرنا، معاون اول رئيس جمهوري همزمان با دومين روز از هفته بسيج در سالن همايش هاي صدا و سيما گفت: نظام ظالمانه سرمايه داري كه با انسانها بدتر از حيوان برخورد مي كرد ايران را زمينه خوبي براي حضور يافت و سعي كرد تا از طريق مسير برنامه هاي پنج ساله كشور در ايران حضور يابد. ما كه به شنيدن حرف های بي دليل از جانب دولتمردان عادت كرده ايم، البته در جامعه اي كه به شدت دچار اين بيماري است ترويج اين رفتار سم مهلك براي جامعه است. بماند كه آقای داودی هشت سال یعنی در هر دو دوره هاشمی معاون اقتصادي وزارت امور اقتصادی و دارایی بوده که مرکز تصمیمسازیهای اقتصادی این وزارتخانه است فقط يك سوال در ذهن من شكل گرفته كه اگر كسي مي داند بگويد: اگر برنامه چهارم اين ايرادات را دارد، چرا دولت لايحه اي نمي آورد تا بندهايي كه بر اساس اومانيسم و سكولاريزم نوشته شده و با چند بار رفت و برگشت بالاخره در مجلس اصولگراي هفتم به تصويب رسيده و شوراي نگهبان نيز بر عدم مخالفت آن با شرع و قانون اساسي مهر تاييد زده است را اصلاح كند؟ چرا دولت برنامه اين چنين خطرناك را همچنان اجرا مي كند؟ به نظر من چون دولت توان اجراي كامل برنامه را ندارد به طور كلي و مبهم از آن ايراد مي گيرد. مطمئن باشيم اگر دولت مي تواست از بندي از برنامه ايراد بگيرد و يا برنامه جايگزيني داشت تا كنون برنامه را تغيير داده بود. نمونه هايي از تغيير برنامه نيز تا كنون اتفاق افتاده است؛ مانند: حذف بهره مالكانه، سهميه بندي بنزين و تغيير روش استفاده از منابع حاصل از خصوصي سازي كه اين تغييرات نيز از طرف مجلس صورت گرفته است. نكته بسيار مهم: اينگونه اظهارات فضا را براي مباحث اصيل اسلامي اگر نگوييم مي كشد، بسيار تنگ مي كند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 7 آذر1386ساعت 1:2 بعد از ظهر توسط میثم پیله فروش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| آرشیو موضوعی |
|
اقتصادی اجتماعی |
|
RSS
|