تبليغاتX
سلام
یادداشت‌های اقتصادی ، اجتماعی
همين جوري براي تنوع چندتا عكس از نفوذ حزب الله در ميان لبناني ها:

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 تیر1387ساعت 11:17 قبل از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 
هر وقت در گوشه و كنار شهرهاي ايران و به ويژه در تهران ساعت هاي نصب شده در ميادين را مي بينم كه در خواب هستند و حركتي ندارند - از جمله ساعت ميدان صادقيه - با خود مي گويم:

آيا خواب بودن اين ساعت هاي ظاهري نشانه اي از خواب بودن ساعت ملت ايران است؟

چه كسي اين ساعت ها را تنظيم خواهد كرد؟

آيا نيرويي وجود دارد كه هميشه اين ساعت ها را بيدار نگه دارد؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 5:42 بعد از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 

صحنه اول: 
چند روز قبل ديوان عدالت اداري مصوبه سال ۸۶ دولت مبني بر افزايش حقوق كاركنان كمتر از ميزان تورم  را ابطال كرد و از دولت خواست به قانون برنامه چهارم كه دولت را ملزم به افزايش حقوق كاركنان خود متناسب با تورم مي نمايد، پايبند باشد. اما هنوز جوهر اين حكم خشك نشده بود كه دولت مجددا در سال ۸۷ نيز حقوق كاركنان را كمتر از نرخ اعلام شده رسمي تورم افزايش داد.

صحنه دوم:   
يكي از قضات بازنشسته ديوان عدالت اداري تعريف مي كرد كه با هياتي فرانسوي  درباره ساز و كار تعامل دولت و دادگاه ها در آن كشور گفتگو مي كرديم. پرسيده شد: اگر دادگاه  شما حكم قطعي دهد و دولت عمل نكند چه ضمانتي براي اجبار دولت وجود دارد؟! قاضي فرانسوي با تعجب خواست كه دوباره سوال پرسيده شود! وقتي فهميد سوال را درست شنيده بهت زده پاسخ داد: چنين چيزي در فرانسه امكان ندارد. فقط در صورتي ممكن است اين اتفاق بيفتد كه يا فرانسه اشغال شده باشد يا دولتي نظامي با كودتا بر سر كار آمده باشد!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 11:20 قبل از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 

در سايت وب نوشته ها مطلب زير را خواندم:

آیت اله مهدی حائری فرزند بنیانگذار حوزه علمیه قم بود ­که چون قبل از انقلاب در آمریکا زندگی می­کرد، در ابتدای انقلاب نماینده امام در آمریکا شد. ایشان که با امام نسبت سببی داشت و می­توانست به راحتی خدمت ایشان برسد قبل از انتخابات خبرگان اول که برای نوشتن قانون اساسی در شرف تشکیل بود به ایران آمده بود. ایشان در کتاب خاطرات خود می گوید: " در تهران در منزلم بودم، عده­ای از علمای درجه اول تهران آمدند منزل ما و گفتند که آقا شما چون روابط و دوستی خیلی دیرینه­ای با آقای خمینی دارید و از شما حرف­شنوی دارند، ما خواهش می­کنیم از طرف ما بروید با آقای خمینی ملاقات کنید و این پیام را بدهید، گفتم چیه پیامتان؟ گفتند: ایشان اصرار دارند که ما در مساجد و در سایر محافل عمومی، مردم را تلقین و تحریض بکنیم به شرکت در انتخابات مجلس خبرگان. گفتم که خوب، مطلبتان چیه؟ پاسخ دادند: چون که ما شنیدیم و مسلم این است که از جمله کاندیداهای انتخاب خبرگان، بهشتی و مفتح هستند. و این دو نفر چون سلیقه­شان یا اعتقادشان خیلی نزدیک به اهل تسنن و سنی­هاست، اگر این­ها بروند توی مجلس خبرگان حتماً آن ماده قانون یا متمم قانون اساسی که می­گوید مذهب رسمی ایران اسلام و طریقه حقه جعفری است را از بین می­برند، چون مسلک­شان تسنن است. ما هم به هيچ وجه حاضر نیستیم که در یک همچین انتخاباتی که این­ها شرکت می­کنند، شرکت بکنیم. اگر ایشان قول می­دهند که این­ها را از مدار انتخابات بیرون کنند و به جای این­ها (یک لیستی داده بودند) این­ها را انتخاب کنند که منظور نظر ماست، ما حاضریم که هر گونه فعالیتی که از دست ما بیاید انجام بدهیم."

 

خاطره اي از يكي از اساتيد دانشگاه در ذهنم تداعي شد. حجت الاسلام سيد عباس نبوي  در سر كلاس نقل كرد كه:

در قبل از انقلاب در بين بعضي از علماي قم شايعه شده بود كه شهيد بهشتي تابع مذهب تسنن شده است! بعضي از آنها كه اهل انصاف بودند تصميم گرفتند در نماز جماعت شهيد بهشتي شركت كنند تا ببينند ايشان چگونه نماز مي خواند! يكي از دوستان بهشتي خبر حضور آنها در مسجد و قصد آنها را قبل از نماز به بهشتي مي رساند. شهيد بهشتي با اطلاع از اين مساله در محراب به نماز مي ايستد و بر خلاف هر شب كه در اقامه‌ي نماز به ولايت امير مومنان شهادت مي داد، از گفتن "اشهد ان علي ولي الله" اجتناب مي كند. همين كار نيز كافي بود تا آن عالم نماها بر آن شايعات مهر تاييد بزنند.

قابل توجه دوستان: همه فقهاي شيعه متفقند كه شهادت بر ولايت امير مومنان جزو واجبات اقامه نيست بلكه مستحب است و اين كار شجاعانه‌ي شهيد بهشتي براي مبارزه با تحجر و خشك مغزي بسياري از عالم نماها و تذكر اين نكته به مردم بوده است كه اين ذكر را جزو واجبات نماز ندانند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 11:23 قبل از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 

فرض كنيد كه امروز انساني را بيابيم كه هيچگونه آشنايي با محيط موجود در ايران نداشته باشد. مثلاً فردي از قبايل مركزي آفريقا يا از ميان جنگل‌هاي آمازون كه نام ايران به گوشش هم نخورده باشد، (حتي نيازي نيست كه اين فرد اروپايي و واجد دانش و بصيرت علمي باشد) فرض كنيد اين شخص ديروز در ايران بود و يك روزنامه را باز مي‌كرد و اين چند خبر را با هم مي‌خواند:
ـ به ادعاي مقامات رسمي 15 ميليون نفر از مردم ايران (20%آنها) زير خط فقر هستند.

ـ به ادعاي مقامات رسمي در ايران در سه ماهه زمستان، روزانه 5/16 ميليارد تومان گاز هدر داده شده است.
ـ ايران روزانه معادل 5 ميليون بشكه نفت (با اضافه كردن گاز) توليد مي‌كند.
ـ قيمت جهاني نفت به بشكه‌اي 120 دلار رسيد.
ـ مهم‌ترين شعار دولت اجراي عدالت است!
ـ و...
خوب اگر اين فرد به منزل يك تهراني از طبقه‌اي كه بالاي خط فقر است مي‌آمد و آخرين فيش‌هاي گاز و برق آنها را ملاحظه مي‌كرد كه براي حدود دو ماه مصرف چنين نوشته است:
ـ گاز بهاء: 456.797 ريال و يارانه پرداختي دولت 2.695.123 ريال
ـ برق: سهم مشترك 57.736 ريال، يارانه پرداختي دولت 369.733 ريال
به عبارت ديگر پول برق و گاز مصرفي براي دو ماه در اين منزل مسكوني حدوداً 51 هزار تومان و يارانه ادعايي پرداختي به آنان كه از طبقه متوسط رو به بالا هستند، در همين فاصله حدود 310 هزار تومان است.
فرد ناظر با خود خواهد گفت: عجب! يكي از دغدغه‌هاي اين كشور واردات بنزين و سوخت است.
ـ اين كشور سوخت و نفت زيادي توليد مي‌كند.
ـ قيمت نفت سر به فلك زده است.
ـ 20 درصد آنان زير خط فقر هستند (در حالت خوشبينانه)
ـ حداقل دو ميليون نفر آنان زير خط خشن فقر يا گرسنگي هستند
ـ روزانه 5/16 ميليارد تومان سوخت را هدر مي‌دهند. (نه تنها استفاده نمي‌كنند، كه هدر مي‌دهند)
ـ يكي از مشكلات آنان آلودگي هواست.
ـ ادعا مي‌كنند كه مبالغ بسيار عظيمي را به طبقه مرفه خود يارانه برق و گاز مي‌دهند كه اگر ديگر يارانه‌ها را هم حساب كنيم، با آن مي‌توان ميليون‌ها نفر را از فقر نجات داد.و در عين حال شعار عدالت آنان هميشه به راه است.
علي‌رغم اينها متوليان امر كماكان مدعي‌اند، كه دستاوردهاي علمي و پيشرفت‌هاي عظيمي دارند و در دنيا جزو پيشروها بوده‌ و به لحاظ اخلاقي و عقلاني خود را برترين قوم و ملت جهان مي‌دانند و داعيه اصلاح امور جهان و در انداختن نظمي نوين در عرصه بين‌الملل را دارند.
به نظر شما، اين فرد ناظر چه قضاوتي را درباره جوي كه جامعه ما را فرا گرفته خواهد كرد؟جوي كه ظاهرا براي ما كاملا عادي شده است و قدرت درك و فهم آن را نداريم. چگونه مي‌تواند پرسش‌هايي را پاسخ دهد كه جز به تناقض راه ديگري ندارد؟
معماي جامعه ايران را هيچ ذهن عادي قادر به دركش نيست، چه رسد كه آن را حل كند،معمائي شامل مجموعه‌اي از تناقضاتِ غير قابل فهم و درك.

 

منبع: آينده

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت 4:10 بعد از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 

چند وقتي است در رسانه‌ها اخباري از تخلفات مالي صورت گرفته از جانب دولت، توسط نمایندگان مجلس منتشر مي شود. از جمله چند ماه قبل و در ايام بررسي بودجه اين خبر منتشر شد كه: 

"وزارت نفت برخلاف قانون بودجه سال 1386 تا پایان دی‌ماه سال 86 حدود یك میلیارد و 300 میلیون دلار بیشتر از اجازه قانونی خود برای واردات سوخت پرداخت كرده است."

 

همچنين چند روز قبل شنيده شد كه:

"وزارت بازرگانی 840 میلیون دلار بابت واردات در پایان سال 86 از حساب ذخیره ارزی برداشت کرده است. اين برداشت، بدون مجوز مجلس صورت گرفته و صرف تامين كالاهايي غيرضروري شده است."

اين اخبار كه توسط نمايندگان مجلس منتشر مي شود گوياي اين واقعيت است كه دولت بدون توجه به قوانين كشور و با نقض آشكار اين قوانين اقدام به هزينه ي درآمدهاي عمومي نموده است و نمايندگان دولت در پاسخ به سوال موكلان ملت كه دولت چگونه و با چه مجوز قانونی اقدام به واردات بیشتر بنزین يا ساير كالا كرده است؟! پاسخ گفته اند كه "این كار را با دستور رییس جمهور انجام داده‌اند."

اگر اين اخبار صحيح نيست اين سوال پيش مي آيد كه نمايندگان محترم منتشر كننده اين اخبار چرا درصدد تضعيف دولت در افكار عمومي هستند و اين اتهامات سنگين را به دولت نسبت مي دهند؟ اتهاماتي كه هر كدام براي ساقط كردن يك دولت در كشورهاي آن سر دنيا كافي است. براستي اتهام زنندگان چه پاسخي در پيشگاه خداوند و ملت ايران دارند؟


اما اگر نمايندگان محترم مجلس كه اين اخبار را منتشر مي كنند به درستي حرف خود و تخلف دولت اعتقاد دارند
، چرا اين تخلف را در صحن مجلس و با استفاده از ابزارهايي  كه قانون در اختيار آنها قرار داده پيگيري نمي كنند؟ آيا آنها طبق سوگندي كه خورده اند حافظ و پاسدار قوانين كشور نيستند و نبايد از ابزاري مثل سوال و استيضاح و يا حتي تذكر و نامه، اعتراض خود را به اين قانون شكني اعلام كنند؟

اگر نمايندگان محترم فضاي مجلس را براي پيگيري اين وظايف اوليه خود آماده نميبينند، اساسا چرا در این کسوت و در این مجلس مانده اند؟ آيا نمي توانند از طريق راه هاي قانوني ديگر مثل شكايت در دستگاه قضايي پيگير وظايف خود باشند؟

 

اگر مجلس نتواند اين قانون شكني ها را از همين جا مهار كند، مطمئنا فردا ابعاد اين تخلفات بسيار گسترده تر  و درمان آن نيز بسيار دردناك خواهد شد و در آن روز همه كساني كه امروز از كنار اين تخلفات گذشتند و تنها اعتراض آنها به اين قانون شكني ها اين بود كه در كميسيونهاي دربسته متواضعانه از دولت خواستند كه ديگر از اين كارهای بد نكند، مسئول خواهند بود.

از منش ریس جمهور  در این باب و اثرات مخرب آن نمی گویم که داستانی طولانی می شود.

این صحبتها چه از سوی دولت و چه از سوی مجلس، اگر تنها در حد حرف باقی بماند و از طریق قانونی حل نشود، ثمره اي جز كاشتن بذر بدبيني و ناتواني نظام جمهوري اسلامي در اذهان مردم نخواهد داشت و اين اعمال مصداق واقعي اقدام عليه امنيت ملي است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 6:20 بعد از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 

بيش از يك ماه از آخرين يادداشت گذشت. در اين يك ماه سالي رفت و سالي آمد و انتخاباتي برگزار شد.

سال نو مبارك

و اما انتخابات. انصافن با اين نحوه انتخابات برگزار كردن، انتخاب درست و صحيح بسيار سخت است. مردم گرفتار خريد شب عيد كه هيچ، حتي بسياري از دانشجويان پيگير نيز نمي توانستند تفاوت ها و مواضع گروه ها و ائتلاف هاي موجود در انتخابات را بيان كنند. صدا و سيما نيز كه گامي براي روشن شدن مواضع برنداشت. واقعا معلوم نبود كه چه تفاوتي بين اصول گرايان و اصللاح طلبان در زمينه امور واقعي مانند یارانه انرژي، چگونگي مصرف درآمد بادآورده نفت، پيوستن به سازمان تجارت جهاني، رقابتي كردن بازار ايران، اصلاح قانون ظالمانه سربازي اجباري، راه هاي عملي گسترش ازدواج و كاهش طلاق در جامعه و ... وجود دارد. در شهر بزرگي مثل تهران امكان شناخت تك تك افراد داوطلب نمايندگي وجود ندارد و نهادهايي كه وظيفه معرفي افراد به مردم را دارند يعني احزاب نيز يا حاضر به تبيين صريح نظرات خود نيستند يا توان اين كار را ندارند. با اين اوضاع انتخابات فضايي شده است براي برگزيدن عده اي معتمد محلي كه در مجلس حضور داشته باشند. اين مجلس معتمدين كه اكثر آنها شناختي بيشتر از محله و منطقه خود  ندارند قرار است براي همه امور كشور قانون وضع كنند. خدا به خير بگذراند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 فروردین1387ساعت 10:2 قبل از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 

چند وقتي است به اين نكته فكر مي كنم كه چگونه مي شود روش وحشيانه سوار مترو شدن در ايستگاه صادقيه را تغيير داد؟

به نظر مي رسد تغيير اين روش چندان سخت نباشد. در بسياري از شهرستان هاي ايران نيز وقتي اتوبوس عمومي وارد شد، در ابتدا مردم همينگونه كه در صادقيه سوار مترو مي شوند، سوار اتوبوس مي‌شدند اما كم كم اين روش مغول وار تغيير كرد. به نظر شما براي اين مورد چه كار مي توان كرد؟

آيا پخش موسيقي آرامش بخش در ايستگاه صادقيه موثر است؟ 

آيا مي توان از نرده و يا چيزي شبيه آن استفاده كرد؟

از رسانه ها چطور مي توان براي اين تغيير كمك گرفت؟ 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 2:48 بعد از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 

از بودجه كه هر چه بنويسم تمام نمي‌شود. در اين يادداشت چند خطي درباره موضوع تكنولوژي و كشورهاي توسعه نيافته مي‌نويسم.

معمولا وررود تكنولو‍‍ژي يا همان فن‌آوري همراه كاهش هزينه‌ها و افزايش سرعت كارها است اما در ايران خيلي وقت‌ها ورود تكنولوژي هم هزينه‌ها را افزايش داده و هم سرعت پيشبرد كار را كم كرده است. به عنوان مثال، ورود كامپيوتر ،همان رايانه، در سال‌هاي اخير و دستگاه تايپ در سال‌هاي گذشته به ادارات دولتي و خصوصي سبب شد كه كاري كه در قديم و قبل از ورود اين اسباب‌بازي‌ها توسط يك نفر و بر روي يك تكه كاغذ انجام مي‌شد، توسط چند نفر و با مصرف انبوهي كاغذ صورت گيرد.

در گذشته كارمندان مجبور بودند با خطي خوش كارهاي خود و مراجعان را انجام دهند. اما امروزه ابتدا مطالب توسط كارمند بر روي كاغذ نوشته مي‌شود و بعد شخص ديگري آن‌را به اتاق تايپيست‌ها مي‌برد و  بعد از تايپ شدن، بر روي كاغذ پرينت گرفته مي‌شود و به شخص نويسنده برگردانده مي‌شود و نويسنده آن را مطالعه كرده و غلط‌هاي تايپي آن را مشخص نموده و مجددا به تايپيست بر مي‌گرداند و تايپيست آن را اصلاح كرده و دوباره بر روي كاغذ پرينت مي‌گيرد و ..... گاهي بارها اين مسير طي مي‌شود و بعضي وقت‌ها چونكه تايپپيست نيست يا شخصي كه نوشته‌ها را مي‌برد و مي‌آورد نيست و يا دستگاه خراب است و كسي كه بايد آن را تعمير كند نيست و يا برق نيست و يا .... فرآيند به ثمر رسيدن، زمان‌بر مي‌شود.

اما اين عيب تكنولوژي نيست، در كشورهاي توسعه يافته همه كارمندان موظفند مطالب خود را از ابتدا خود تايپ كنند تا به معناي واقعي در مصرف كاغذ و وقت صرفه‌جويي كنند.

نمونه ديگر مصيبت تكنولوژي، دستگاه‌هاي خودپرداز بانك‌ها در ايران است كه من يكي را از هرچه تكنولوژي و ..... است بيزار كرده است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 3:40 بعد از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 

اين آخرين يادداشت در باره عوامل ثابت توسعه است. اميدوارم كه خسته نشده باشيد.

۶- نظام آموزشي پويا؛ نظام آموزش دو هدف را دنبال مي كند: تربيت كادر متخصص و دوم، نوآوري. منبع اصلي نو فكر كردن و خلاق بودن، سيستم آموزشي و پژوهشي است. شناخت بهتر و عميقتر امكانات و مشكلات، و طرح روش هاي نو جهت پيشبرد انديشه ها به سيستم آموزشي و پژوهشي پويا نياز دارد. در اجتماعي مراكز آموزشي و پژوهشي زنده هستند و با جامعه ارتباط دو سويه داند كه در آنها پديده توسعه جديت دارد و نوآوري و ابداع و نظريه پردازي و حركت از وضع موجود به وضع مطلوب چه در ذهن و چه در عمل اهميت دارد.

۷- فرهنگ اقتصادي تقويت كننده كار و توليد؛ جامعه اي توسعه مي يابد كه كاركردن و زحمت كشيدن در ها نهادي شده باشد. در جوامع توسعه يافته، كاركردن و توليد كردن و نهايت بهره برداري از زمان و امكانات، از جمله ويژگي هاي فرهنگي است كه به صورت نهادي در خدمت اقتصاد قرار گرفته اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 دی1386ساعت 5:18 بعد از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 

در یادداشت های قبلی به دو عاملی که مطالعه تاریخی نشان می دهد در پیشرفت کشورها موثر بوده اند بیان شد.

۳- نظم؛ نظم از مشتقات تخصص گرايي در يك جامعه است. جهت رعايت ترتيب زماني و ترتيب عملي تصميم گيريها و اقدام هاي توسعه، جامعه به شدت به نظم و ترتيب در تمامي شئون زندگي وابسته است.

۴- آرامش اجتماعي؛ بعد از آنكه تكليف حركت عمومي جامعه مشخص گرديد و بر تصميم گيريها، رفتارها و عملكردها تخصص حاكم گرديد  و جامعه به نظم مجهز شد، سپس به فضايي آكنده از آرامش فردي و اجتماعي نيازمنديم. منظور از آرامش فردي، اطميناني است كه افراد يك جامعه در قبال موقعيت خود و موقعيت جامعه در خود احساس مي كنند. مقصود از آرامش اجتماعي، وجوود و تداوم ارزشها و ابزاري است كه حركت تكاملي و تصحيصي يك جامعه به طرف وضهع مطلوب را ميسر مي سازند.

۵-  حاكميت قانون؛ براي آنكه محاسبه هاي مادي و برنامه اي و سياست گذاري در امر توسعه، چه از جانب مردم و چه از جانب دولت، از كارايي برخوردار باشد، ثبات قانوني و حاكميت قانون لازم است. هنگامي كه افراد احساس كنند كه با همت و تلاش خود مي توانند از امكانات يك جامعه به صورت عادلانه بهره برداري كنند و با قدرت ترين حامي آنان در كسب امكانات و امتيازها قانون است، روحيه كار و فعاليت و مسئوليت پذيري كه در توسعه جنبه بنياي دارد، در آنان ايجاد مي شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 دی1386ساعت 9:8 قبل از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 

در اين يادداشت به دومين عامل ثابتي كه در مسير پيشرفت و توسعه كشورهاي مختلف ديده شده است مي پردازيم.

۲- توسعه در سيستمي مفهوم پيدا مي كند كه تخصص به صورت اصيل در آن مطرح باشد و نظر تخصصي بر اظهار نظر سليقه اي مقدم گردد. اگر هدف يك جامعه، حركت از وضعيت فعلي به وضعيتي بهتر باشد، ابتدا بايد انديشه بهبود و بهتر شدن عموميت يابد و بر رفتارها و تصميم گيريها، منطق و استدلال حكومت كند. علم به مفهوم استدلالي كردن انديشه ها و اعمال، زمينه ساز، تسهيل كننده و عامل تكامل بخش توسعه مي باشد. 

دکتر مسعود درخشان نيز در اين باره معتقد است:

 توسعه اقتصادی در درجه اول تابعی از رویکرد و طرز تلقی دولت و ملت از رشد و توسعه است. اگر این رویکرد مبتنی بر "تفکر علمی" و عقلانیت باشد زمینه های توسعه اقتصادی مهیاست در غیر اینصورت اگر به جای 400 میلیارد دلاری که فقط بعد از انقلاب به اقتصاد ملی تزریق کرده ایم 400 تریلیون دلار هم تزریق می کردیم، چه بسا با اقتصادی نابسامان تر از وضعیت کنونی مواجه مي‌شدیم.

تفکر علمی در هر جامعه ای ریشه در نظام های آموزشی و پژوهشی دارد. جستجو گری، نقادی و اظهار نظر از موضع استقلال فکری را باید نخست در خانواده ها و سپس در دبستان ها به کودکان آموخت. سوالاتی چون "به نظر شما" و پاسخ‌هايي چون "به نظر من" از نخستین ساختارهایی است که کودکان باید در "گفتن" فرا گیرند. برخورد اندیشه ها در فضای احترام به اندیشه ها و دقت در ساختار منطقی استدلال ها از ارکان اصلی تفکر علمی است که باید حاکم بر نظام آموزشی و پرورشي باشد.

توسعه اقتصادی صرفاً مبتني بر "علم" نیست، ریشه در "نوآوری علمی" دارد. رسیدن به مرزهای دانش شرط لازم و توسعه مرزهای دانش شرط کافی توسعه اقتصادی است. نوآوری های علمی نیز مستلزم رشد ابتکارات و خلاقیت های علمی است که ریشه آن در کودکستان است. بنابراین تحول اساسی در نظام آموزش و پرورش کشور از شرایط اصلی توسعه اقتصادی است، هر چند نقش حکومت ها و توسعه نهادهای دموکراسی در ایجاد خلاقیت و ابتکار و استقلال فکری در نیروی کار و به ویژه در جوانان را نباید فراموش کرد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 دی1386ساعت 2:44 بعد از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 

آيا عوامل ثابتي در پيشرفت و توسعه اقتصادي وجود دارد؟ آيا مراتبي وجود دارد كه انسانها در توسعه اقتصادي جداي از اينكه چه ارزشهايي دارند بايد رعايت كنند؟

 استاد سريع القلم به اين سوال در ۷ محور پاسخ داده اند که به تدریج بیان می کنم:

هر چند توسعه در هر كشوري قالبي خاص داشته است، اما مطالعات تاريخي نشان مدهد، مراتبي ثابت وجود دارد كه جوامع مختلف براي رسيدن به توسعه ناگزير از طي آن هستند:

۱- تاريخ اقتصادي ـ سياسي توسعه نشانگر اين واقعيت است كه مهمترين عامل بسيج كننده، حمايت كننده و حركت دهنده توسعه، افكار، سازماندهي و اجماع نظر هيات حاكمه بوده است. اگر جامه اي بخواهد توسعه پيدا كند، بايد انتخاب كند و تصميم بگيرد. تاريخ نشان مي دهد كه اين انتخاب و تصميم از طريق هيات حاكمه اتخاذ شده است. ژاپن، كره جنوبي، آلمان، شوروي و آمريكا از نمونه هاي تاريخي اين رابطه هستند. جوامعي كه از لحاظ مادي توسعه يافته اند و يا به شدت در حال توسعه هستند، از اجماع نظر در ميان جناح هاي مختلف هيات حاكمه برخوردار بوده اند.

آقای دکتر فرامرز رفیع پور نيز در نتیجه گیری کتاب قطور توسعه و تضاد  همين نتايج را به زبان ديگري بيان كرده است:

مهمترین عامل داخلی در ایجاد وضعیت فعلی کشور ما نداشتن قدرت تفکر منسجم و علم سازمان یافته است. همه مسائل دیگر جامعه ما ـ تا آنجا که به عوامل داخلی مربوط می شوند ـ در درجه اول از اینجا سرچشمه می گیرند که ما در تشخیص مسائل و یافتن راه حل مناسب نقص داریم یعنی یک سیستم تفکر سازمان یافته آزاد از قید و بندها نداریم.

حال راه حل چیست؟

ابتدا باید تا آنجا که مکن است تمام عوامل و روابط بین آنها را بشناسیم و در مرحله بعد بایدارزشهایمان را ارزیابی کنیم که کدام درستند و کدام غلطند.

بدین منظور لازم است که

ارزش های خود را در یک جمع علمی محدود با افرادی که دارای قدرت تفکر و شناخت تخصصی در زمینه های مختلف  و آزاد از مقام پرستی می باشند به دور از جنجال های رسانه ای و در فضایی آزاد به بحث بگذاریم. امید است در بین اینگونه افراد عاقل و با تقوا بتوان به ارزش های مشترکی رسید و بر پایه آن بقیه مراحل را طی نمود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 دی1386ساعت 2:27 بعد از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 

در پست قبلي به نظرات استاد سريع القلم اشاره شد و دو خصلت ضد توسعه در فرهنگ ايراني بيان شد.

خصلت سوم) نگاه کوتاه مدت، پيامد منفي ديگري را هم کنار خودش دارد و آن اينكه علاقه مندي افراد به کار جمعي کاهش پيدا مي کند. چون به دنبال فرصت هاي فردي هستند. يعني از لحاظ خصلت هاي شخصيتي جامعه ما کلاً يک جامعه جمعي نيست. جامعه يي است که بين روابط فردي آن تنش و چالش بسياري وجود دارد. يعني شما اگر جامعه ژاپني را مطالعه کنيد، مي بينيد که علاقه يي وجود دارد به اينکه ببينيد مصلحت جمع چيست؟ اين هارموني جمع در نژاد زرد بسيار بالا است و بي دليل نيست که اقتصاد ژاپن حدود 17 درصد اقتصاد بين الملل است. بي دليل نيست که چيني ها دارند در اين مسير حرکت مي کنند. کلاً آسيا دارد يک قطب قدرت در جهان مي شود. به خاطر اينکه ميليون ها نفر دارند با هم کار مي کنند و همديگر را تقويت مي کنند.

اگر بخواهيم ريشه يابي تاريخي بکنيم، علت اين مساله استبداد است چون در سيستم هاي استبدادي که ما قرن ها در ايران داشته ايم، يک فرد، يک شاه مهم بوده و بقيه هم صفر بوده اند.
در حالي که اگر برويد اقتدارگرايي چيني را مطالعه کنيد اينگونه نبوده است. در چين شما شاه داشته ايد و بعد طبقات؛ يعني جامعه چيني به تشکل عادت داشته براي همين هم وقتي دوره جديد و سرمايه داري و توسعه اقتصادي پيش مي آيد، آن فرهنگ، طبقه و تشکل به مدد رشد و توسعه اقتصادي مي آيد و چين را خيلي سريع وارد عصر جديد مي کند. ولي ما استبداد فردي داشته ايم؛ شايد به يک معنا مي توانيم بگوييم که ما اجتماع داشته ايم و جامعه نداشته ايم. اجتماع يعني عده يي دور هم جمع شده اند و دارند زندگي مي کنند. جامعه يعني عده يي که با هدف دور هم هستند و دارند زندگي مي کنند و ما هنوز نتوانسته ايم جامعه تشکيل بدهيم. اين است که در رانندگي و در ادارات ما و در نحوه برخورد ما با همديگر اين موارد خيلي نمود دارد
.

خصلت چهارم) يك خصلت مخرب ديگر، هيجان است . يک علاقه ويژه به کارهاي هيجاني داريم. دليل اول اين خصلت بيشتر اين است که جامعه هنوز در حد احساسات باقي مانده است. افراد فرصت پردازش منابع عقلي شان را هنوز پيدا نکرده اند. ما مي توانيم بگوييم که کوتاه مدت فکر کردن و هيجاني بودن دو روي يک سکه است. رضايت هاي کوتاه مدت دو هفته يي براي ما خيلي مهم تر است تا رضايت هاي 10 ساله و 15 ساله. به خاطر اينکه دو هفته آينده هيجانش خيلي بيشتر است تا 10 الي 15 سال آينده و اين هيجان مانع مي شود که ما بخواهيم با يکديگر کار کنيم و به آينده فکر کنيم و ارتباطات معقول داشته باشيم؛ ضمن اينکه انسان ها وقتي هيجاني باشند، نمي توانند رشد کنند. چه تعليمات اسلامي در کشور ما و چه ضرورت هاي توسعه هر دو ايجاب مي کند که ما به طرف عقلانيت برويم و انسان هاي عقل گرا تربيت کنيم.

خصلت پنجم) ما آدم هاي ضعيف و مطيع را دوست داريم. اطاعت ديگران براي ما مهم است و اين امر خيلي قوي است. اين به خاطر آن خصلت هاي قديمي ايراني است. از اين جنبه ما هنوز وارد عصر جديد نشده ايم. به خاطر اينکه، در عصر جهاني شدن و در عصر نوين بين المللي شما با افراد توانمند کار مي کنيد، افراد توانمندند که رشد مي کنند.

خصلت ششم) گمان من از روانشناسي ايراني بدين صورت است که ما از وجود و تداوم تناقض لذت مي بريم تا از انسجام و هارموني و ثبات. ما در شرايط انسجام و ثبات، حوصله مان سر مي رود. تداوم تنقاض براي ما هيجان به ارمغان دارد كه براي ما لذت بخش است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 آذر1386ساعت 1:20 بعد از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 

به نظر استاد سريع القلم  يکسري خصلت هايي در فرهنگ ايراني است كه موانع جدي براي پيشرفت و توسعه هستند.

خصلت اول) فرهنگ ما فرهنگ رقابتي نيست. ما در منزل، در خانواده، در مدرسه، در جامعه و در صدا و سيما اصل رقابت در زندگي را نمي آموزيم، در حاليكه رقابت مهمترين وجه رشد يک جامعه است. به دلايل بسيار پيچيده انباشته شده تاريخي، ما ايرانيان حذف و تخريب را بيشتر به کار مي گيريم تا رقابت. يعني اگر قرار باشد ما رقيبي پيدا کنيم، به دنبال اين نيستيم که خودمان را تغيير بدهيم و بهبود پيدا کنيم و بتوانيم برتري خودمان را نسبت به رقيبان حفظ کنيم بلکه به دنبال اين هستيم که رقيب راضعيف تر از خودمان بکنيم. اين امر به قدري در جامعه عميق است که اصلاً ما نبايد به دنبال يک عامل خارجي براي توسعه نيافتگي ايران بگرديم. اين به خودي خود يک مساله جدي است. بي خود نبوده است که در ايران گفته اند شما بايد سعي کنيد ثروت تان، افکارتان و اعتقاد تان را مخفي نگه داريد. به خاطر اينکه اگر ديگران بدانند شما چه موقعيتي داريد، به دنبال تضعيف و تخريب شما خواهند بود. اين در تمام سطوح زندگي اجتماعي ما ميان دو مغازه دار، دو راننده، دو دانشگاهي، دو سياستمدار، دو هنرمند، دو کارگردان و دو هنرپيشه وجود دارد. در حالي که مثلاً شما در جامعه ژاپني اين را نمي بينيد.

خصلت دوم)  تعريف ما از زندگي خيلي کوتاه مدت است. من فکر مي کنم دليل اينکه کوتاه مدت هم هست، اين است که ما تلقي مان از زندگي خيلي مادي است. برخلاف ادعاهايي که مي کنيم خيلي مادي فکر مي کنيم؛ علاقه شديد ما به مال و سمت از اين جمله است. نزديک به يقين مي توانم بگويم که در هيچ جامعه يي در دنيا به اندازه ايران شيفتگي به سمت و پست و مقام وجود ندارد. اين به اين معني نيست که در کشورهاي ديگر اين مساله نيست بلكه شدت اين علاقه در ايران بسيار بالا است.
چون شخصيت ايراني در دوره هاي مختلف سرکوب مي شود، اين شخصيت سرکوب شده دنبال يک نوع تظاهر است در دوره هاي بعدي و براي همين است که در رياست و در سمت است که مي تواند اين را جبران و ارضا بکند. 
نگاه ما کوتاه مدت است و دنبال فرصت ها هستيم و اين نگاه کوتاه مدت به زندگي باعث مي شود که بسياري از ابعاد زندگي را رها کنيم و اين باعث مي شود که نگاه بلند مدت به زندگي كه پيش نياز توسعه است، در ايران شكل نگيرد. در توسعه يافتگي، کشورها مجبورند کارهايي را انجام بدهند که در 20 سال يا 30 سال و حتي 60 سال آينده جواب بدهد. ولي ما اين حوصله را نداريمما بسيار عجوليم و بسيار کوتاه مدت فکر و زندگي مي کنيم و بسيار هم دنبال جواب هاي سريع هستيم. اين يک بحث جامعه شناسي سياسي هم هست. به عبارتي هر کسي که روحيه ايرانيان را کشف کند و وعده هايي را که خيلي سريع هم برآورده شود بدهد، احتمال موفقيتش در جذب ديگران وجود دارد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 آذر1386ساعت 4:50 بعد از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 
انصافن اگر از اين جايگاه به عالم نگاه كنيم زيباست! نه؟

و از اين زاويه بسيار زشت است!

به عالم از اينجا هم نگاه كنيم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 4:21 بعد از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 

در يادداشت قبلي به اين نكته اشاره كردم كه يكي از ويژگي هاي نبود تفكر علمي در ايران باور حرف هاي بي دليل است. ما بارها شنيده ايم و خيلي از ما ها باور كرده ايم كه آقاي هاشمي رفسنجاني در همه سواحل شمال و جنوب ايران و مديترانه و ... ويلا دارد. هر كارخانه برزگي كه در ايران ديده مي شود درصدي از آن مال او و خاندانش است. آقاي بهزاد نبوي كمپاني نفتي دارد. آقاي ناطق نوي تاجر آهن است و آقاي مصباح يزدي تاجر شكر و ...

اگر پاي صحبت بسياري از مردم ايران كه خيلي از آنها هم تحصيلات دانشگاهي دارند نشسته باشيد حتمن شنيده ايد كه ريشه بسياري از مشكلات كشور را به اين جور مسائل كه بسياري از آنها سندي هم ندارد تقليل مي دهند. تا كنون از خود پرسيده ايم:

 بر فرض همه اين حرف ها هم درست! و بر فرض از همين حالا همه اين افراد همه ثروت خود را بين فقرا تقسيم كنند! آيا مشكلي از مشكلات عميق توسعه نيافتگي كشور حل مي شود؟ من منكر تاثير مفاسد مالي و اقتصادي بر روند توسعه نيافتگي نيستم اما باور كنيم كه فساد اقتصادي و نبود شفافيت معلول توسعه نيافتگي است. راه حل درمان دردهاي كشور بسيار پيچيده تر از اين ساده سازي هاي عوامانه است. 

براي اينكه متهم به حمايت از غارتگران بيت المال هم نشوم آمار جالبي از رتبه كشورمان در مفاسد اقتصادی تقديم مي كنم:

گزارش مربوط به رتبه كشورمان در مفاسد اقتصادی را ماه گذشته «سازمان شفافیت‌ بین المللی» (TI)كه یك NGO مستقر در آلمان است، اعلام كرد.

 Image 

این سازمان كه در سال 1993 با هدف مبارزه بین المللی بامفاسد اقتصادی (Corruption) تشكیل شده است، از سال 1995 هر سال كشورها از نظر«احساس فساد» رتبه‌بندی می‌كند.

جالب آنكه از سال 2004 به این سو، رتبه ایران در گزارش این سازمان هر سال بدتر شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آبان1386ساعت 11:2 قبل از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 

يكي از مشكلات اساسي كشور ما اين است كه بسياري از مردمان اين سرزمين از تفكر علمي بي بهره اند و بنا به نظر اساتيد توسعه اين خود يكي از مهمترين عوامل توسعه نيافتگي ايران است.( به اين نوشته نگاه كنيد.) متاسفانه نبود تفكر علمي و باورهاي عوامانه نه تنها در بين مردم و مسئولان رواج دارد بلكه در بين دانشجويان اين كشور نيز يافت مي شود. البته وجود اين عادت نيز طبيعي است. چون تفكر علمي نياز به آموزش از دوران كودكي دارد كه خبري از اين آموزش در اكثر دبستان ها و... نيست. 

بهانه نوشتن اين يادداشت نيز اين بود:

چند وقت پيش در سر كلاس خرد دو، مشغول تدريس مباحث بازارهاي انحصاري و توانايي انحصارگر براي اعمال تبعيض قيمت در چند بازار بودم و براي درك بهتر بچه ها از اين مثال استفاده كردم كه شركت سايپا با تبعيض قيمتي مي تواند خودروي پرايد را در ايران به يك قيمت و در كشور ديگر به قيمت ديگر بفروشد. در همان جا به بچه ها گفتم براي رونق مطبوعات در شهرستان ها نيز مي شود از اين روش استفاده كرد و قيمت نشريات را در آنجا بسيار ارزانتر از تهران در نظر گرفت. كه هم درآمد مطبوعات افزايش مي يابد و هم فروش آنها بيشتر مي شود. مشغول اينجور صحبت ها بودم كه دختري از ته كلاس گفت: استاد! قيمت پرايد براي اين در ايران بالا است كه به ازاي فروش هر پرايد چندين ميليون به حساب رهبري مي رود!

از جسارت او تعجب كردم! ازش پرسيدم: آيا شما براي اثبات حرف خود دليلي داريد؟

جوابش مثبت بود و آوردن دليل را به جلسه بعد موكول كرد. در ابتداي جلسه بعد من اولين جمله اي كه بعد از بسم الله گفتم اين بود كه از او خواستم دلايل خود را ارائه دهد. تقريبا اكثر بچه ها و خود او توقع پيگيري ماجرا را نداشتند. همانطور كه انتظارش را داشتم دليلي نداشت. به بچه ها گفتم: اگر تنها چيزي كه از دانشگاه با خود ببريد اين باشد كه مانند بيشتر مردم عوامانه فكر نكنيد از آمدن به دانشگاه ضرر نكرده ايد و گرنه اگر عاليترين مدارج دانشگاهي را هم طي كنيد ولي تفكر علمي نداشته باشيد زيان  كرده ايد. ادامه دادم: اين جمله اي كه شما گفتيد شامل يك اتهام به يك نفر بود كه تازه خود آن فرد بارها اين اتهام را تكذيب كرده است. از همه مهمتر شما چطور حرفي را كه شنيده ايد بدون سند و دليل قبول مي كنيد؟و....

 ادامه دارد....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آبان1386ساعت 8:42 قبل از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 
رتبه متوسط 10 دانشگاه برتر ایران در میان دانشگاه های جهان اعلام شد.
 
به گزارش مهر، دکتر جعفر مهراد، رئیس هيات ارزیابی و نظارت از آموزش عالی شورای عالی انقلاب فرهنگی، با اشاره به جایگاه 10 دانشگاه برتر ایران بر اساس وبومتری گفت : رتبه متوسط 10 دانشگاه برتر در جهان در سال گذشته 3010 بوده که در سال جاری به 2593 رسیده است.
رتبه متوسط 10 دانشگاه برتر ایران در خاورمیانه نیز در طی سالهای 2006 و 2007 به ترتیب 15 و 6/12 بوده است.
به نظر شما الآن چی باید گفت؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 12:5 بعد از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 
بعد از گذشت چهار سال از جنگ عراق يك مركز تحقيقاتي آمريكايي گزارش كاملي از شرايطي كه منجر به شكست ارتش عراق در نخستين روزهاي جنگ آمريكا عليه اين كشور شد، منتشر كرد.تهيه اين گزارش كه شش ماه زمان برده است، در برگيرنده مصاحبه‌هاي ده‌ها تن از فرماندهان نظامي عراقي و آمريكايي شركت‌كننده در جنگ عراق است. اين گزارش كه از سوي مركز تحقيقات RAND Corporation آمريكا ارايه شده، حاكي از آن است كه مسووليت اصلي شكست عراق در اين جنگ برتري سلاح‌هاي آمريكا كه واشنگتن آن زمان اعلام كرده بود و يا سطح آموزش سربازان آمريكايي نبود، بلكه تنها به زيرساخت‌هاي نظام سابق عراق و صدام باز مي‌گردد. بر اساس اين گزارش صدام تنها كسي بود كه حق تصميم‌گيري داشت. چرا كه تصور مي‌كرد از مهارت و درايت نظامي كافي نسبت به افسران و فرماندهان ارتشش برخوردار است.

به موجب اين گزارش تصميم‌گيري‌هاي صدام به لحاظ تاكتيكي و استراتژيكي كاملا اشتباه بود. همان‌طور كه قبلا نيز در جنگ با ايران سپس با كويت دچار آن اشتباهات شده بود. اشتباه در حسابگري‌هاي صدام به چندين عامل از جمله اعتماد به نفس افراطي وي، خوشبيني صدام به احتمالات و رويدادها و عدم آگاهي‌اش از مسايل سياسي جهان، اهداف روند‌هاي جهاني و اعتماد غيرقابل توجيهش بر اين مساله كه عراق از هر جنگي به‌دور خواهد بود و در صورت هر جنگي در جهان نظام وي همچنان پابرجا خواهد بود، باز مي‌گشت.

 به نقل از: متولد ماه مهر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 9:3 قبل از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 

عبدالله رمضان‌زاده بحث بسیار مهمی را با عنوان از دست رفتن سرمایه اجتماعی در ایران مطرح کرده است. بخشهای مهم سخنان او را بخوانیم:

... وی اصلاح‌طلبان و جناح حاكم در دولت فعلی را از این منظر كه با دادن شعارهایی كه امكان تحقق آن را نداشتند به اعتماد اجتماعی ضربه زدند، مورد انتقاد قرار داد و گفت: به دلیل نشناختن ظرفیت‌های سیاسی جامعه و نیز به دلیل عدم دقت در ساختار حقیقی و حقوقی كشور و دامن زدن به توقعات سیاسی جامعه با ارائه شعارهای غیرقابل‌تحقق نوعی بی‌اعتمادی در جامعه نسبت به توانایی‌های حاكمیت ایجاد شد، یعنی شعارهای افراطی داده شد كه قطعا از عهده‌ هیچ نیروی سیاسی اصلاح‌طلبی در كوتاه مدت بر نمی‌آید.

... این عدم تحقق شعارها به نقطه‌ اصلی یا مركزیت بنای توسعه كشور ضربه زد، یعنی عدم تحقق وعده‌های سیاسی توسط بخشی از حاكمیت باعث شد مجموعه‌ای كه مردم به آن‌ها اعتماد كرده بودند با عدم تحقق وعده های‌شان به این نتیجه برسند كه نمی‌توان به این بخش از حاكمیت در تحقق وعده‌ها اعتماد كرد.

سخنگوی دولت اصلاحات با بیان اینكه «طیف مقابل چون نمی‌توانست شعار سیاسی دهد به شعار اقتصادی روی آورد و وعده‌های غیرقابل تصور اقتصادی را ارایه كرد»، تصریح كرد: وعده‌های اقتصادی بسیار گسترده كه از بنیان معلوم بود تا چه حد غیرقابل تحقق است، در نهایت به سقوط جریان اقتدارگرا منجر خواهد شد اما درعین‌حال، مصیبت بزرگ از بین بردن سرمایه و اعتماد اجتماعی است.

وی افزود: دادن شعارهایی مانند «ایجاد سه میلیون شغل صنعتی در سال» یا «ایجاد 9 میلیون واحد مسكونی در سال» در حالیكه حتی قطب اول اقتصاد دنیا نمی‌تواند آن را محقق كند، طبقه‌ ضعیف اقتصادی جامعه ایران را دل مشغول می‌كند، در حالیكه این شعارها حداقل در 4 سال و حداكثر تا 15 سال قابل تحقق نیست. اما انتظاری كه در طبقه ضعیف جامعه وجود دارد و مرتب به آن دامن زده می‌شود، تحقق این شعارها در شش ماه یا یكسال است و وقتی این موضوع ادامه می‌یابد، مشكلات جدی در بحث اعتمادسازی ایجاد می‌شود. وقتی مردم می‌بینند كه این وعده‌ها هم محقق نمی‌شود، اعتماد اجتماعی از بین می‌رود.

...نتیجه نبود سرمایه‌های اعتماد اجتماعی این است كه هر جمعی برای خود كار می‌كنند و در این میان حركت‌های رادیكال خود را نشان خواهند داد. طبقه‌ای كه از سیاستگرایان ناامید شده‌اند، رفتند در روزنامه‌ها مقاله نوشتند و یا در خانه‌ها نشستند. اما اگر از این طبقه‌ مذكور( طبقه‌ ضعیف اقتصادی) سلب اعتماد كامل شود، دست به آشوب می‌زنند كه نمونه آن را در موضوع سهمیه‌بندی بنزین دیدیم و وی در بخشی از سخنان خود خاطرنشان كرد: كسی نباید از رشد حركت‌های رادیكال و كور خوشحال شود، چون ممكن است دامن خیلی‌ها را بگیرد.

...ما به عنوان كسانی كه دغدغه جامعه را داریم باید جلوی اضمحلال سرمایه‌های جامعه را بگیریم و سعی كنیم به میزان انباشت سرمایه اجتماعی اضافه كنیم. این سرمایه‌های اجتماعی در حركت‌های فرهنگی و اجتماعی كوچك و در درون گروه‌های كوچك اجتماعی باید شكل بگیرند از جمله اینكه مثلا تهران در معرض زلزله قرار دارد، بهتر است كمیته‌ای را تدارك ببینیم برای احتمال وقوع آن. یا در خصوص محیط زیست و یا اعتیاد فعالیت‌هایی داشته باشیم.

 ...جامعه به دلیل مایوس شدن از شعارهای اقتصادی و سیاسی در حال پیش‌روی به سمت رادیكالیسم است، پس بهتر است تلاش كنیم تا جامعه را به سمت حركت های قانونی پیش ببریم و تنها گزینه این راه رویكردهای اجتماعی برای ایجاد تغییرات اجتماعی است.

به نظر من آقای رمضان زاده نکته بسیار مهمی را به همه دلسوزان ایران گوشزد نموده و نباید از آن غفلت نمود. البته غیر از راه کار ایشان که همان حرکت های فرهنگی و اجتماعی کوچک است نکات دیگری به ذهن می رسد که انشاء الله در یادداشت های بعدی عرض خواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 9:4 قبل از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 
ديدار اقتصاددانان منتقد با رئيس جمهور مرا ياد خاطره‌اي انداخت:

استاد بزرگوار آقاي دكتر ميرجليلي در سر كلاس اقتصاد ايران نقل مي‌كرد كه در زمان دولت آقاي هاشمي خانم دكتر خلعت‌بري متني محترمانه در نقد سياستهاي اقتصادي دولت نوشته و آن را به روزنامه اطلاعات مي‌دهد. آقاي دعايي براي تصميم گيري در باره چاپ آن مطلب با آقاي مهاجراني كه هم در روزنامه اطلاعات كار مي كرد و هم معاون رئيس جمهور بود مشورت مي‌كند. آقاي مهاجراني اظهار نظر در اين باره را منوط به مشورت با رئيس‌جمهور و مشاوران او مي‌كند و سرانجام اينكه اجازه چاپ آن نوشته انتقادي خانم دكتر داده نمي‌شود.

در همان زمان‌ها يادم مي‌آيد كه عده اي از نيروهاي ملي ـ مذهبي نامه‌اي به آقاي هاشمي نوشته بودند و انتقاداتي را مطرح كرده بودند كه به بازداشت دسته‌جمعي آنها منجر شد و حتا افرادي مثل مهندس سحابي براي اولين بار در جمهوري اسلامي به زندان رفتند.

حالا شما نگاه كنيد ما كجا هستيم. ۵۷ نفر اقتصاددان دسته‌جمعي متني را بدون كسب اجازه از رئيس‌جمهور منتشر مي‌كنند و  شديدترين انتقادات را درباره عملكرد اقتصادي او مطرح مي‌كنند و با او درباره نظرات انتقادي خود گفتگو مي‌كنند.

به نظر من اين پيشرفت اندك  فقط و فقط  از آنجا حاصل شد كه ملت ايران تصميم گرفت كمي به حرف همديگر گوش كند. اين اراده تاثير خود را در انتخاب حاكمان و نوع روش آنها گذاشت.

+ نوشته شده در  شنبه 23 تیر1386ساعت 2:48 بعد از ظهر  توسط میثم پیله فروش | 
نكته‌اي كه چند روزي است ذهنم را مشغول كرده است اين است كه:

چرا بين امور رسمي و آنچه در جريان است اين همه تفاوت وجود دارد؟ به عنوان نمونه، واحد رسمي پول كشور ريال است اما آنچه در بين مردم رايج است تومان. به كسي هم اصلا بر نمي‌خورد و گويا اين تفاوت كاملا طبيعي است. مراكز معتبر علمي كشور در تابستان ۱۳۸۶ نشريه منشر مي‌كنند و روي آن مي‌نويسند: "تاريخ انتشار پاييز ۱۳۸۵". جسارت اين را ندارند كه اعلام كنند: ببخشيد چند فصل مطلب نداشتيم و شماره جديد را با تاخير منتشر كرديم. زمان را از حركت باز مي‌دارند و مي‌گويند الآن پارسال است.

از همه دوستاني كه نظريه‌اي جامعه‌شناسي و يا هرچي‌شناسي سراغ دارند كه مي‌تواند اين پديده را توضيح دهد خواهش مي‌كنم بنده را مطلع كنند.

نمي‌خواهم منفي بنويسم ولي ملتي كه سرود ملي‌اش عمو سبزي‌فروش ـ به يادداشت زير نگاه كنيد ـ بشود تعجبي ندارد كه اينگونه باشد و براي چند ليتر بنزين بيشتر همديگر را در خيابان پاره كنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 تیر1386ساعت 2:30 بعد از ظهر  توسط میثم پیله فروش |