فرض كنيد كه امروز انساني را بيابيم كه هيچگونه آشنايي با محيط موجود در ايران نداشته باشد. مثلاً فردي از قبايل مركزي آفريقا يا از ميان جنگلهاي آمازون كه نام ايران به گوشش هم نخورده باشد، (حتي نيازي نيست كه اين فرد اروپايي و واجد دانش و بصيرت علمي باشد) فرض كنيد اين شخص ديروز در ايران بود و يك روزنامه را باز ميكرد و اين چند خبر را با هم ميخواند:
ـ به ادعاي مقامات رسمي 15 ميليون نفر از مردم ايران (20%آنها) زير خط فقر هستند.
ـ به ادعاي مقامات رسمي در ايران در سه ماهه زمستان، روزانه 5/16 ميليارد تومان گاز هدر داده شده است.
ـ ايران روزانه معادل 5 ميليون بشكه نفت (با اضافه كردن گاز) توليد ميكند.
ـ قيمت جهاني نفت به بشكهاي 120 دلار رسيد.
ـ مهمترين شعار دولت اجراي عدالت است!
ـ و...
خوب اگر اين فرد به منزل يك تهراني از طبقهاي كه بالاي خط فقر است ميآمد و آخرين فيشهاي گاز و برق آنها را ملاحظه ميكرد كه براي حدود دو ماه مصرف چنين نوشته است:
ـ گاز بهاء: 456.797 ريال و يارانه پرداختي دولت 2.695.123 ريال
ـ برق: سهم مشترك 57.736 ريال، يارانه پرداختي دولت 369.733 ريال
به عبارت ديگر پول برق و گاز مصرفي براي دو ماه در اين منزل مسكوني حدوداً 51 هزار تومان و يارانه ادعايي پرداختي به آنان كه از طبقه متوسط رو به بالا هستند، در همين فاصله حدود 310 هزار تومان است.
فرد ناظر با خود خواهد گفت: عجب! يكي از دغدغههاي اين كشور واردات بنزين و سوخت است.
ـ اين كشور سوخت و نفت زيادي توليد ميكند.
ـ قيمت نفت سر به فلك زده است.
ـ 20 درصد آنان زير خط فقر هستند (در حالت خوشبينانه)
ـ حداقل دو ميليون نفر آنان زير خط خشن فقر يا گرسنگي هستند
ـ روزانه 5/16 ميليارد تومان سوخت را هدر ميدهند. (نه تنها استفاده نميكنند، كه هدر ميدهند)
ـ يكي از مشكلات آنان آلودگي هواست.
ـ ادعا ميكنند كه مبالغ بسيار عظيمي را به طبقه مرفه خود يارانه برق و گاز ميدهند كه اگر ديگر يارانهها را هم حساب كنيم، با آن ميتوان ميليونها نفر را از فقر نجات داد.و در عين حال شعار عدالت آنان هميشه به راه است.
عليرغم اينها متوليان امر كماكان مدعياند، كه دستاوردهاي علمي و پيشرفتهاي عظيمي دارند و در دنيا جزو پيشروها بوده و به لحاظ اخلاقي و عقلاني خود را برترين قوم و ملت جهان ميدانند و داعيه اصلاح امور جهان و در انداختن نظمي نوين در عرصه بينالملل را دارند.
به نظر شما، اين فرد ناظر چه قضاوتي را درباره جوي كه جامعه ما را فرا گرفته خواهد كرد؟جوي كه ظاهرا براي ما كاملا عادي شده است و قدرت درك و فهم آن را نداريم. چگونه ميتواند پرسشهايي را پاسخ دهد كه جز به تناقض راه ديگري ندارد؟
معماي جامعه ايران را هيچ ذهن عادي قادر به دركش نيست، چه رسد كه آن را حل كند،معمائي شامل مجموعهاي از تناقضاتِ غير قابل فهم و درك.
منبع: آينده