چند خاطره از آيت الله مهدوی کنی دامت برکاته

 محسن الویری: نام دانشگاه امام صادق عليه السلام اين روزها شايد بيش از هر زمان ديگر بر سر زبانهاست. روشن است که اين امر ريشه در آن دارد که يکی از نامزدهای رياست جمهوری، دانش آموختة اين دانشگاه است. طرفداران و مخالفان اين نامزد رياست جمهوری هر دو بيش و کم به دانشگاه امام صادق عليه السلام نظر دارند، طرفداران وی سابقة تحصيل و تدريس در اين دانشگاه را به عنوان یکی از مؤلفه های اصلح بودن به رخ می کشند و مخالفان وی هم مجالی يافته اند تا چهره ای ناپسند و آميخته از خشونت، افراطی گری و گاه اشرافی گری از دانشگاه ترسيم کنند. در بارة نقش دانشگاه امام صادق عليه السلام در صحنه های مختلف علمی، فرهنگی و سياسی کشور سخن بسيار است و اين يادداشت نيز قصد پرداختن به آن را ندارد، ولی از اين نکته نمی توان چشم پوشيد که نام اين دانشگاه به نام شخصيتی بزرگ پيوند خورده است که بيم آن می رود که سکوت بيش از در باره ايشان، مصداق کتمان حق باشد که قرآن سخت آن را نکوهيده است. 
گر چه نگارندة اين سطور حدود دو سال است که رسماً و حدود هفت سال است که عملاً توفيق خدمت در اين دانشگاه را ندارد، ولی با توجه به دين بزرگی که اين دانشگاه و شخض آيت الله مهدوی کنی دامت برکاته بر گردن وی دارد، تذکر نکته ای را با تکيه بر چند خاطره از معظم له بر خود فرض می داند.
خاطرة نخست به نخستين روزهای شروع به کار دانشگاه امام صادق عليه السلام در بهمن ما 1361 برمی-گردد که در مراسم افتتاحيه آن، شخصيتهايي مانند مرحوم مهندس بازرگان و مرحوم يدالله سحابی هم حضور داشتند. حقير که به دليل سابقة فعاليت سياسی در شاخة دانش آموزی حزب جمهوری اسلامی با اين شخصيتها که آن روزها با برچسب ليبرال از آنها ياد می شد، آشنا بودم به همراه يکی از دوستان خدمت حضرت آيت الله مشرف شدم و زبان به اعتراض گشودم که چرا در مراسم افتتاحية دانشگاه از اين ليبرالها هم دعوت کرده ايد؟ ايشان با صبر و حوصله ای فراموش ناشدنی و به تفصيل از سوابق سياسی و تحمل زندانها و تدين و تشرع مرحوم بازرگان و سحابی ياد کردند و فرمودند که اگر در صحنة سياسی کشور اختلاف نظرهايي جدی با جريانی که اين افراد به آن وابسته هستند وجود دارد، نبايد در صحنة روابط فردی با آنها برخورد نامناسب صورت گيرد، نبايد سوابق افراد را به دليل سلايق متفاوت کنونی از ياد برد. ايشان تأکيد کردند که من هم با جريان سياسی امثال نهضت آزادی همراهی ندارم ولی اين دليل نمی شود که احترام اين افراد که به هر حال برای انقلاب زحمت کشيده اند فراموش شود و توصيه کردند که در کار سياسی هيچ وقت ارزشهای اخلاقی و ضوابط شرعی را از ياد نبريد. نيک به ياد دارم که وقتی از محضرشان بيرون آمدم کاملا مجاب شده بودم و کنجکاوانه به سراغ گذشتة کوتاه فعاليت های سياسی خود رفتم که آيا واقعا بر اين مدار حرکت کرده ام يا نه. تذکر ايشان چنان در جانم اثر کرد که از آن پس تاکنون همواره ترنم اين نغمة خوش گوش جانم را می نوازد و در اين مدت کوشيده ام که تا حد توان اين رهنمود را نصب العين خود قرار دهم، تا چه قبول افتد.
خاطره دوم که البته بارها تکرار شد به ايام تحصيل در دانشگاه برمی گردد که گاه شکوای رفتارهای برخی دانشجويان منسوب به جريانهای تند سياسی يا کم تقيدی برخی ديگر از دانشجويان به رفتارهای دينی مثل نماز جماعت به حضرت آيت الله مهدوی کنی برده می شد و من بارها اين جمله را در پاسخ به اين شکواها از زبان معظم له شنيدم که می فرمودند ما فقط در پی گزينش خوبان نبوده ايم، اين که انسان فقط خوبها را گلچين کند و به آن ها آموزش دهد که هنر نکرده است، مهم اين است که افرادی هم که به نظر ما در خط کلی اسلام و انقلاب هستند ولی در درجات بالا نيستند بياوريم و در اين محيط علمی و معنوی آموزش دهيم. به همين مناسبت بارها فرمودند که معيار اصلی ما در صحنة سياست هم دين داری است و اگر تربيت شدگان ما دين دار بار بيايند هر سليقة سياسی هم که داشته باشند مهم نيست، چرا که دانش آموختة دين دار هيچگاه از مسير اسلام و انقلاب و امام منحرف  نخواهد شد، الا ما شذّ و ندر. ايشان به همين مناسبت با اشاره به جوانان انقلابی مسجد جليلی ـ واقع در خيابان ايران شهر که معظم له پيش از پيروزی انقلاب در آن اقامه نماز می کردند ـ می فرمودند که ما در مسجد جليلی هم بيشتر روی تدين جوانان انقلابی تأکيد داشتيم نه نوع موضع گيری سياسی آنها و به همين دليل کمترين آمار جذب جوانان مسلمان انقلابی به سازمان منافقين مربوط به مسجد ما بود. 

خاطرة سوم مربوط به بعد از فراغ از تحصيل و ايام خدمت به عنوان عضو هيأت علمی در دانشگاه است. اين توفيق نصيب بنده بود که تا پيش از هجرت به قم، هفته ای دو شب نماز جماعت را به نيابت از معظم له در مسجد دانشگاه اقامه کنم و مدتی هم مقرر بود که بين دو نماز به مدت سه دقيقه صحبتی با دانشجويان داشته باشم. مسجد بزرگ و زيبای دانشگاه امام صادق عليه السلام به کمک خيرين ساخته شده است و به همين دليل تا پيدا شدن يک خير جدید، تا مدتها محراب اين مسجد به صورت آجری باقی مانده بود. در مراسم ليالی قدر سال 1384ش. يکی از خيرين تهية سنگ محراب را عهده دار شد و بعد از مدتی چندين قطعه سنگ مرمر که گفته می شد از مرغوبترين سنگهاست، به مسجد دانشگاه اهدا کرد. يک روز مطلع شديم که يک يا چند دانشجو شبانه به سراغ اين سنگها رفته اند و با شکستن چند قطعه از آنها و نوشتن شعار روی چند قطعة ديگر نسبت به تجمل گرايي در ساخت مسجد و اشرافی گری در دانشگاه اعتراض کرده اند. در اولين صحبت بين دو نماز بعد از مشاهدة اين رفتار عجيب، گفتم که عدالت خواهی يکی از ويژگيهای دانشجويان پرشور است، ولی اگر اين عدالت خواهی در چارچوب ضوابط شرعی نباشد سر از بيراهه و گمراهه درخواهد آورد و پس از اشاره ای به خوارج گفتم که اين سنگها يا به ملکيت مسجد درآمده بود و يا هنوز ملک هديه دهنده بوده، و در هر دو صورت، مرتکب اين عمل هم گناه کرده است و هم ضامن است و بايد خسارت پرداخت کند. 
بعد از اقامة نماز عشاء يکی از دانشجويان طرفدار اين کار با استناد به ماجرای مخالفت امام صادق عليه السلام با کرايه دادن شتر به خليفه عباسی، در توجيه اين عمل خلاف شرع گفت که ما اصلا نبايد به اين گونه کارها رضايت داشته باشيم و بايد به هر شکل ممکن به آن اعتراض کنيم. حقير هم در نوبت بعدی نماز گفتم که امام عليه السلام اين تذکر را به کرايه دهندة شتر به خليفه داد ولی شبانه پای شترهای او را نشکست و فرق است بين روشنگری و ارتکاب عمل خلاف شرع و اگر اين استدلال شما درست باشد وقتی مقام معظم رهبری برای غبارروبی حرم امام رضا عليه السلام به مشهد تشريف می برند شب هنگام وقتی آقای واعظ طبسی خواب هستند ايشان هم بايد تيشه به دست بگيرند و سنگهای حرم رضوی را تخريب کنند، مبنای اين جمله اخير بنده، دفاع از نقش معماری در انتقال ارزشهای دينی است که طبعاً در جایی ديگر بايد مورد بحث قرار گيرد. اين ماجرا گذشت و بعد از مدتی که برای کارهای متعارف دانشگاه خدمت آيت الله مهدوی مشرف بودم، در پايان ديدار، عرض کردم که چنين قصه ای هم در دانشگاه اتفاق افتاد و حقير هم چنين صحبتی کردم. ايشان پس از ابراز لطف، سه بار فرمودند که اين کارها (شکستن سنگها) خيلی بي-دينی می خواهد و کسی که بتواند دست به چنين کارهايي بزند بايد خيلی بي دين باشد که جرأت چنين کاری را داشته باشد، سپس به مناسبت به ماجرای ساختن مسجد اعظم قم از سوی مرحوم آيت الله  العظمی بروجردی اعلی الله مقامه و مخالفت عده ای از تندروها با ايشان و چگونگی مواجهة ايشان با مخالفتها اشاره کردند ، که خود ماجرايي شنيدنی است.

اين سه خاطره نياز به تحليل ندارد و به خوبی شخصيت و منش اخلاق مدار و اعتدال گرای اين استاد فرزانه را که همه عمر خود را بی هيچ چشمداشتی در اين جهان گذرا وقف اسلام و انقلاب و نظام اسلامی کرده  است، نشان می دهد. دانشگاه امام صادق عليه السلام را بايد با آيت الله مهدوی کنی شناخت، و دانش آموختة واقعی دانشگاه را با ميزان پای بندی به اخلاق و شرع در عين برخورداری از دانش. اين سه خاطره حکايتگر همة آن چه که در بارة آيت الله مهدوی کنی دامت برکاته می توان گفت نيست، ولی دريچة صدقی است که در چشم انداز آن می توان اين پرسش را مطرح ساخت که اکنون اين متدينان بی دين کجا هستند؟ ... اميد می رود در اين انتخابات دين داری بر بی دينی پيروز شود.

امام صادقي ها چه جور موجوداتي هستند؟

این روزها با نامزدی سعید جلیلی در انتخابات ریاست جمهوری، برخی سایت ها در مطالبی دانش آموختگان دانشگاه امام صادق (ع) را نواختند و همه آنها را به صورت یک حزب مخفی مخوف که حامی جلیلی است و  به دنبال کسب قدرت، معرفی کردند. اما واقعیت آن چند هکتار محوطه جنگلی در شمال غرب تهران که روزگاری تحت نظر دانشگاه آمریکایی هاروارد اداره میشد و کالج مدیریت نام داشت و امروزه به صورت دانشگاهی تک جنسیتی (پرديس برادران و خواهران كاملن جداست) تحت نظر روحانیت راستگرای ایران مدیریت می شود، چیست؟ "زندان سبز[1]" است یا "پایگاه تربیت تروریست[2]

من که ورودی سال 1376 دانشگاه امام صادق (ع) هستم[3] این توفیق را داشتم که هم نسل دهه 60 دانشگاه را دیدم، با برو بچ دهه 70 زندگی کردم و نسل دهه 80 را شناختم. آنجا دانشگاهی است مثل همه دانشگاه های کشور، با استانداردهای سفت و سخت آموزشی[4] که همیشه بالاتر از سایر دانشگاه های کشور بوده و البته همانطور که سطح آموزش در کل کشور فرو افتاده است، استانداردهای دانشگاه امام صادق (ع) نیز همینطور[5]. به سبب کم بودن تعداد دانشجویان دانشگاه، معمولن اکثر بچه ها همدیگر را می شناسند و گزینش ریزکاوانه دانشگاه نیز اکثر بچه ها را یکدست و با زمینه های مذهبی، گردهم جمع کرده در نتیجه رفاقت های گسترده ای شکل می گیرد. همچنین از آنجا که زمان تحصیل در آنجا زیاد است (دستکم 8 سال) رابطه عاطفی عمیقی بین هم دوره ای ها ایجاد و هر دانشجو در طول تحصیل با تعداد زیادی از دانشجوهای سال های مختلف آشنا می شود. خود من وقتی به دانشگاه امام صادق (ع) آمدم دانشجویان سال 1368 هنوز در دانشگاه بودند و سال 1384 که از پایان نامه ام دفاع کردم، ورودی های آن سال را دیدم. در کنار این آشنایی با معارف اسلامی (بیش از 100 واحد) در کنار دروس متداول دانشگاهی (و بیش از 30 واحد زبان انگلیسی)، توانایی خوبی در شناخت روحانیت و جامعه مذهبی ایران و آموزه های مکتب اهل بیت به دانش آموختگان دانشگاه امام صادق (ع) می دهد، اخلاق نیکوی حضرت آیت الله مهدوی اکثر دانشجویان را دلبسته خود می کند و در یک جمله اکثر قریب به اتفاق امام صادقی ها، به جمهوری اسلامی اعتقادی قلبی داشته و پایبند احکام اسلامی هستند.

 اما آیا مواضع سیاسی همه ی دانشجویان دانشگاه امام صادق (ع) یکسان است؟ 

دانشگاهی كه یکی از سیاسی ترین دانشگاه های ایران  است اما دانشجویان در آن اجازه تشکیل هیچگونه نهاد سیاسی را ندارند و بسیج دانشجویی آن نیز به زور دانشجویان رزمنده ای که تازه از جبهه برگشته بودند مانند جناب آقای دكتر کاظم جلالی تاسیس شد و گرنه حتی جامعه اسلامی دانشجویان نیز نتوانست در دانشگاه امام صادق (ع) شعبه بزند. 

دانشگاهي كه مذهبي ترين دانشگاه ايران است اما نمايندگي ولي فقيه و جهاد دانشگاهي ندارد.

دانشگاهی که مخالف ورزش حرفه ای است و در نتیجه معمولن تیمی حرفه ای از آن در مسابقات دانشجویی شرکت نمی کند. اما امکانات ورزشی خوبی دارد و در 2 سال اول ورزش صبحگاهی اجباری است و اگر کسی در آن شرکت نکند در درس تربیت بدنی می افتد[6]. دانشگاهی که در آن موسیقی و شطرنج و سیگار و تراشیدن ریش ممنوع است تا چه رسد به کارهای دگر[7].  انجن صنفی دانشجویی ندارد[8] ولی یکی از بهترین امکانات رفاهی را برای دانشجویان خود به صورت رایگان فراهم آورده است.[9]

من که سال 76 دانشگاه را درک کرده ام می توانم بگویم که در آن مقطع تعداد زیادی از امام صادقی ها به خاتمی رأی داده بودند و البته اکثریت با ناطق نوری بود. در سال های بعد نیز این تکثر وجود داشت. در سال 1384 حضرت آیت الله مهدوی و جامعه روحانیت به هاشمی رفسنجانی تمایل داشتند و در نتیجه اکثریت استادان و دانش آموختگان قدیمی تر دانشگاه با هاشمی همراه بودند اما بیشتر جوانترها در پی احمدی نژاد؛ اما همان وقت نیز تعداد زیادی طرفدار لاریجانی و قالیاف و حتا معین بودند. البته ناگفته نماند تندروی برخی از ورودی های جدید دانشگاه، كه مانند بزرگترهاي خود نبودند و نه تنها مواضع سياسي رئيس دانشگاه را نقد مي كردند بلكه آن را به شدت تخطئه و ضد انقلابي مي دانستند، سبب شد مسؤولین دانشگاه نظام گزینش دانشجو را تغییر دهند. در سال 1388 نیز حضرت آیت الله مهدوی دل خوشی از احمدی نژاد نداشت اما ضرر او را کمتر از ضرر موسوی می دانست. با این وجود تعداد زیادی از امام صادقی ها به موسوی رأی دادند و برای او بیانیه صادر کردند.

 در سال 1392 نیز شرایط همانگونه است. تعداد امام صادقی های ستاد قالیباف (به ويژه  با حمايت تلويحي حضرت آیت الله مهدوی از وي) کمتر از ستاد جلیلی نیست. همینطور با حمایت برخي از اعضاء موثر جامعه روحانیت مانند حجت الاسلام ناطق نوري از روحاني و يا حضور آقاي دكتر آشنا در كنار وي شاهد حمايت تعداد زيادي از فارغ التحصيلان قديمي تر دانشگاه از روحاني خواهيم بود. علاوه بر اين برخي از دانش آموختگان دانشگاه نيز با ولایتی همراهند و حتی ستادهای رضايي نیز از امام صادقی ها بی بهره نیست.



[1] واژه ای که بچه های دهه ی 60 برای دانشگاه به کار می بردند. در آن سال ها دانشجویان فقط با اجازه معاون دانشجویی می توانستند از دانشگاه خارج شوند که به تدریج ورافتاد. وقتی من وارد دانشگاه شدم دانشجویان اجازه نداشتند بیش از تعداد واحدهای خود (اگر 17 واحد داشتند 17 ساعت) در ترم غیبت داشته باشند و به ازاء هر یک ساعت غیبت بیش از مقدار مجاز 2.5 نمره از نمره پایان ترم (از 100) آن درس کسر می شد. به عنوان نمونه، نمره درس آمار من که با استاد جلالی ناینی برگزار شد 99 بود که با 2 ساعت غیبت غیرموجه 94 درج شد. همین امر خشم استاد را که آن هنگام دبیر شورای گسترش آموزش عالی بود برانگیخت و از اینکه کسی در نمره ایشان دست برده عصبانی شد. با کمک وی و وزیر علوم وقت و تلاش بی وقفه دانشجویان این قانون در سال 1377 برافتاد.

[2] واژه ای که برخی مخالفین جمهوری اسلامی برای دانشگاه به کار می برند.

[3] من سال 1376 وارد دانشگاه شدم البته به انتخاب خودم نه به خاطر اینکه جای دیگری نداشتم. همان سال دانشگاه علم و صنعت نیز قبول شده بودم. از شانس بر و بچ كد 76، اردوی پیش دانشگاهي آن سال به سبب سر كار آمدن دولت رقيب مديريت دانشگاه لغو شد.

[4] در زمان ما نمره ی قبولی در دوره لیسانس در دانشگاه امام صادق (ع) 12 بود و در دوره فوق لیسانس 14. هر چند دروه به صورت فوق لیسانس پیوسته تعریف شده اما برای ورود به مقطع فوق لیسانس باید حداقل معدل را داشته باشی و یا در امتحان جامع شرکت کنی.امتحانات میان ترم و پایان ترم نیز به صورت متمرکز توسط معاونت آموزشی برگزار می شد و اگر حتی در امتحان میان ترم غیبت داشته باشی استاد نمی توانست مجددن از تو امتحان بگیرد و صفر در کارنامه ات درج می شود. نمره امتحان میان ترم درس اقتصاد انرژی من که با آقاي دكتر منظور برگزار شد به سبب غیبت من در امتحان صفر درج شد و استاد هرچه کرد نتوانست امتحان را تجدید کند تا اینکه من بعد از یک سال گواهی پزشکی تایید شده توسط پزشک معتمد دانشگاه به معاونت آموزشی ارائه دادم و نمره پایان ترم بابت میان ترم نیز ثبت شد. کلاس ها تقریبن 16 هفته به طور کامل برگزار می شد و تعداد دانشجویان در هر کلاس نیز بیش از 20 نفر نبود.

[5] معاون آموزشی دانشگاه امام صادق (ع) از ابتدا تا همین سال های اخیر حجت الاسلام علم الهدی بود و سرانجام با دعای فراوان بچه ها سرانجام از دانشگاه رفت و امام جمعه مشهد شد.

[6] درسی که من در دوران تحصیلی ام تجدید شدم و استاد پهلوانم "استاد لک" به خاطر شرکت نکردن من در ورزش صبحگاهی مرا تجدید کرد.

[7] دوست فرزانه ام علی درستکار چقدر زحمت کشید تا نمایش فیلم سینمایی غربي را  در دانشگاه جابندازد. برادر عزيرم آقاي پيغامي نيز خيلي تلاش كرد دانشجويان در طول دوران عمرشان يك بار هم كه شده يك تئاتر حرفه اي ببينند.

[8] در سال 1377 با درخواست مکرر دانشجویان اجازه تشکیل انجمن صنفی دانشجویی داده شد و انتخابات دانشجویی برگزار  شد. اما ظاهرا پیام دوم خرداد چندان پایدار نبود و انجمن صنفی بعدها تعطیل شد.

[9] هزینه های دانشگاه عمدتن از طریق موقوفات فراوان دانشگاه و فعالیت های اقتصادی آن تامین می شود. بیشتر موقوفات نیز به تولیت مرحوم آیت الله منتظری بود که به آیت الله مهدوی منتقل شد.