جابجايي در قدرت 4 (رسانه ها)
نخستين انتقادي كه از رسانه هاي جهاني مي شنويم اين است كه رسانه هاي جهاني، دنيا را همگن خاهند ساخت. اما شكست نظريه بازاريابي جهاني نشان مي دهد كه اين نگراني بيمورد است.زيرا فرهنگها نيز مانند محصولات، انبوهزدايي ميشوند. نظام نوين رسانهها با تنوع گسترده، به جاي همگن سازي سيارهي ما، يعني كاري كه رسانه هاي موج دومي انجام دادند،تنوع را عميقتر مي سازد.
به عبارت ديگر مهمترين پيام رسانه هاي متكثر موج سومي خود تنوع است. جابجايي از فضاي رسانه اي با حق انتخاب كم به فضايي با حق انتخاب بسيار زياد، معاني ضمني فرهنگي و سياسي زيادي دارد. اين حق انتخاب گسترده زندگي را براي سياستمداراني سخت خاهد كرد كه فضايي بدون حق انتخاب در اختيار پيروانشان قرار مي دهند.نفس وجود رسانه هاي پرتوان جهاني كه قادرند سرتاسر جهان را پوشش دهند، نقش افكار عمومي جهاني را بسيار پر رنگ كرده و رهبران ملي را مجبور به پاسخگويي به اين قدرت نوظهور مي كند.
تافلر با پيش بيني آينده مي نويسد:
با ظهور رسانه هاي جديد در سرتاسر جهان، از رسانه براي منازعه با قدت حاكم استفاده خاهد شد.رسانه هاي داخلي ديگر براي نگه داشتن مردم در جهل كافي نيست و رخدادهاي سياسي داخلي بطور روزافزوني در صحنه جهاني به نمايش در ميآيند.
اين نظام رسانه اي نوين با اقتصاد جديد مبتني بر دانايي ارتباط تنگاتنگي دارد و نماينگر شيوه جديد استفاده انسانها از نمادها و تصاوير است. رسانه هاي جديد چيزي بالقوه خطرناك براي همه ديكتاتورها و شتاب دهنده جابجايي در قدرت هستند.
در موج اول يا جوامع كشاورزي،اغلب ارتباط دهان به دهان يا چهره به چهره و در داخل گروه هايي بسيار كوچك جريان داشت.در جهاني بدون روزنامه و راديو تلويزيون، تنها راه رساندن پيام، جمع كردن مردم دور هم بود.اجتماع مردم در واقع اولين رسانه انبوه را شكل مي داد.در غرب و در قرون وسطي، كليساي كاتوليك به دليل سازماندهي پهناورش نزديكترين چيز به رسانه انبوه بود.
نظام موج دوم ايجاد ثروت كه بر توليد انبوه كارخانه اي مبتني بود به پيدايش پست و تلگراف و تلفن منجر شد. كارخانه ها به نيروي كار همگني نياز داشتند در نتيجه رسانه هاي انبوه اختراع شدند.روزنامه و سينما و راديو و تلويزيون كه هريك مي توانستند پيامي واحد را بطور همزمان به ميليونها نفر انتقال دهند،به ابزار اصلي همگن شدن جوامع صنعتي تبديل شدند.
نظام نوين موج سوم، بازتابي است از نيازهاي اقتصاد نوپيداي مابعد توليد انبوه و تصاوير، ايده ها و نمادهاي متفاوتي را براي بخش هايي مختلف جمعيت توليد مي كند.اين تنوع گسترده لازم است،چون نظام نوين توليد ثروت به نيروك كار ناهمگوني نياز دارد.
اين رسانه اي جديد به شدت به هم پيوسته هستند و بر هم تاثير متقابل دارند. همچنين اينك هيچ بخش از جهان نيست كه به طور كامل از بقيه جدا مانده باشد. پيام ها از حفاظت شده ترين مرزها نيز نفوذ مي كند
+ نوشته شده در شنبه ۹ مرداد ۱۳۸۹ ساعت توسط میثم پیلهفروش
|